تقسيمبندى بلاغت به درجات امرى است جديد كه قبل از رمّانى سابقه نداشته است و او در بحث اعجاز بلاغى از آن بهره برده است . چنانكه خطّابى به نوعى ديگر از آن بهرهمند شده است . وى بر آن است كه بلاغت قرآن از هر طبقه يا هريك از انواع سهگانه بهره برده است . « 1 » اين ، يعنى تقسيمبندى سهگانه ، در قرن چهارم هجرى دوباره مطرح شده است و چهبسا از تقسيمبندى سبك از نظر يونانيها به سه قسم عالى ، متوسط و پست آمده باشد و رمّانى اين تقسيمبندى را به بلاغت هم كشاند . « 2 »
اما مفهوم بلاغت از نظر رمّانى همان رساندن معنا به قلب در بهترين صورت لفظ است نه فهماندن معنا ؛ چون گاه دو گوينده يكى بليغ و ديگرى ناتوان ، افهام معنا مىكنند ولى نه به تحقّق لفظ بر معنا ، چون لفظ بر معنا محقق خواهد شد ولى زشت و متكلّفانه و نفرتآميز است . » « 3 » اين عبارات برگرفته از آثار جاحظ مىباشد . « 4 » وى در حوزهء اعجاز بلاغى از آن بهره برد و هدف وى تحقق دو معنا بوده است : 1 . يكى مربوط به تأثير روانى بلاغت كه همان رساندن معنا به قلب است . 2 . مربوط به سبك كه در بهترين صورت لفظ مىباشد كه تمام اينها براى آن است كه بلاغت معجزهآسا را تأثيرگذارتر گرداند . « 5 »
وى سپس بلاغت را به ده قسم تقسيم نمود : ايجاز ، تشبيه ، استعاره ، پيوستگى ، فاصلهها ، تجانس ، تصريف ، تضمين ، مبالغه و حسن بيان كه به تفسير هر قسم مىپردازد . « 6 »
ملاحظه مىشود كه ابتدا موضوع را تعريف و سپس تقسيم مىنمايد و براى هر قسم آياتى از قرآن را شاهد مىآورد و كمتر به غير قرآن استشهاد مىكند ، مگر اينكه موازنه بين آيه و معناى آن در كلام عرب وى را وادار نمايد ؛ مثل باب ايجاز كه آن را كاستن كلام بدون اخلال در معنا تعريف كرده و به دو قسم ايجاز حذف و ايجاز قصر
هامش
( 1 ) بيان اعجاز القرآن ، ص 23 .
( 2 ) تاريخ النقد ، ص 340 .
( 3 ) النكت ، ص 69 .
( 4 ) البيان و التبيين ، ج 1 ، ص 113 و 161 .
( 5 ) أثر القرآن فى تطور النقد ، ص 235 .
( 6 ) النكت ، ص 70 .