جاحظ نضج يافته و نياز به ابراز ويژگى سبك معجزهآساى قرآن آشكار گرديده بود ؛ چه در حوزهء آموزش و چه در حوزههاى ديگر .
روش رمّانى در بحث وجوه اعجاز قرآن بهويژه جنبهء بلاغى از جهت اطمينان كامل بر درستى ديدگاهها ، اشاره به اين دارد كه نه خصومتى در كار بوده است و نه طعنى ؛ بلكه براى تبيين اعجاز بلاغى بوده است . گويى امرى بوده است بدون هيچ نزاع و جدال در آن . پس جنبههاى اعجاز از هفت جهت پيداست : ترك معارضه با وجود انگيزه و نياز بسيار ، تحدّى و مبارزهطلبى براى همه ، صرفه ، بلاغت ، اخبار درست از امور آينده ، خرق عادت و مقايسهء آن با تمام معجزات . « 1 »
بلاغت كه يكى از وجوه هفتگانه مىباشد ، بخش عمدهاى از صفحات رساله يعنى بيش از سى صفحه را به خود اختصاص داده است و به ديگر وجوه به چهار صفحه اختصاص يافته . اين مطلب اين گمان را تقويت مىكند كه قصد رمّانى از نگارش رساله آن بوده است كه بلاغت را محور و ملاك سخن قرار دهد و قصد وى سخن در باب اعجاز قرآنى نبوده است بلكه اعجاز را درآمدى براى رسيدن به هدف خود قرار داده است ؛ يعنى بلاغت و بيان اقسام آن در قرآن كريم . « 2 »
رمّانى مىگويد : « اما بلاغت بر سه مرتبه است : مرتبهء اعلى ، مرتبهء پايين و مرتبهء متوسّط . آنكه در مرتبهء اعلى است ، معجزه مىباشد كه همان بلاغت قرآن است .
پايينتر از آن ممكن است مثل بلاغت انسانهاى بليغ . » « 3 »
رمّانى بلاغت را به درجهء عالى ، متوسط و پست تقسيم نموده است و قرآن را معجزه مىداند ، چون در مرتبهء عالى است و بليغان توان رسيدن به اين درجه را ندارند . هرچند كه قدرت بلاغى داشته باشند ؛ لذا قرآن براى عرب و غير عرب معجزه است چنانكه شعر هم براى كسى كه توان سرودن يك بيت را ندارد معجزه است . « 4 »
هامش
( 1 ) النكت ، ص 69 .
( 2 ) أثر النحاة ، ص 240 .
( 3 ) النكت ، 69 .
( 4 ) همان ، صص 69 - 70 .