موارد مقلوب كه به غلط قلب شده است شعر خداش بن زهير ايت :
و تركب خيل لاهوادة بينها * و تعصي الرماح بالضياطرة الحمر
يعنى « تعصى الضياطرة بالرماح » . اين قابل تأويل هم نيست ، چون نيزهها ضربه نمىزنند بلكه مردان جنگى با آن ضربه مىزنند . برخى از اهل لغت دربارهء آيهء
وَ مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِما لا يَسْمَعُ
« 1 » به چنين قلبى اعتقاد دارند . مىگويند تشبيه به چوپان در ظاهر كلام آمده است ولى معنا مربوط به گوسفندان است . « 2 »
اين براى هيچ كس جايز نيست كه اگر براى خود راهى نيافت به كتاب خداوند چنين حكم نمايد ، چون شاعران واژه را واژگون مىكنند و يا كلام را غلط مىآورند و يا به ضرورت قافيه دچار مىشوند و يا براى درستى وزن چنين مىكنند . . . خداوند نه اشتباه مىكند و نه دچار اضطرار مىگردد بلكه چنين اراده كرده است : « و مثل الّذين كفروا كمثل الناعق بما لا يسمع » و تنها به و مثل الذين كفروا اكتفا نمايد و بقيه را حذف كند ، چون كلام بر آن دلالت دارد . چنين چيزهايى در اختصار فراوان است . « 3 »
تعجب و استفهام و بسيارى از سبكهاى عربى نيز مانند قلب است كه نظير آن در قرآن فراوان آمده است .
3 . مجازهايى كه ذكر شد همان مجموعهء عكسالعملهايى است كه در دفاع از درستى سبك قرآن و سازگارى آن با زبان عربى به آن پناه بردهاند ؛ آنچه كه مدافعان بلاغت قرآن و اعجاز سبك آن انجام دادهاند ، اين بود كه اين وجوه را دلايل و ويژگىهايى بر برترى هنرى قرار دادهاند . دستاورد رويكرد زبانشناختى اين پرسش را برمىانگيزاند كه اگر قرآن كريم عربى و به سنّتهاى عرب در كلامشان است و مادهء زبانى آن از زبان آنهاست ، پس اعجاز آن به چه چيز است ؟ چگونه قرآن كريم از ديگر كلام عرب در نظم و بلاغت جداست ؟ اين مطلبى است كه رويكرد هنرى در بررسى سبك قرآن به آن خواهد پرداخت .
هامش
( 1 ) بقره : 171 .
( 2 ) اين رأى ابو عبيده است . رك : مجاز القرآن ، ج 1 ، ص 63 .
( 3 ) تأويل مشكل القرآن ، صص 198 - 203 .