داشتند اينقدر از آن دور نمىشدند . » « 1 » وى بر آن است كه ساق در آيه سختى و دشوارى است . مثل اين عبارت عرب « قد قامت الحرب على ساق . . . » يا شعر شاعر :
كشفت لهم عن ساقها * و بدا من الشر الصراح
« 2 » از ديگر نشانههاى رويكرد زبانى نزد معتزله آن است كه آنها گسترهء زبانى يعنى مجاز به معناى عام را برمىگيرند و احتجاج به زبانها را علىرغم اختلاف آن جايز مىشمارند و شاعران نوگرا را در استشهادشان وارد مىنمايند . » « 3 »
دستاوردهاى رويكرد زبانشناختى
دستاوردهاى تكيه بر رويكرد زبانشناختى در بررسى سبك قرآن به شرح زير است :
1 . ابو عبيده در بحث مجازهاى قرآن در سايهء اصل كليى كه ابن عباس طراحى نمود تنها به شعر عربى محدود شد و به نثر توجهى نداشت . ابن عباس مىگفت هرگاه چيزى از قرآن دشوار بود به شعر بنگريد كه شعر ، عربى است .
ملاحظه مىشود كه شعر از منزلتى كه در فرهنگ جامعه يافته بود متزلزل گشت و به يكى از شاخههاى معرفت تبديل شد كه در خدمت اصل جديد يعنى قرآن كريم است ؛ كتابى كه دانشها و معارف مختلف عرب بر آن تأسيس خواهد شد . « 4 »
اما ابن قتيبه با دريافتى كه از ويژگىهاى سبك قرآن داشت ، از شاهد آوردن از كلام عرب در بسيارى از مواضع غفلت مىورزيد و تنها به شواهد قرآنى بسنده مىكرد ، بىآنكه تصريح نمايد كه ويژگى بيانى در زبان قرآن است و يا در زبان عرب نظيرى دارد ؛ كارى كه فرّاء و ابو عبيده انجام مىدادند . « 5 »
2 . برگرفتن تفسير مجازهاى سبك قرآنى با موارد مشابه در كلام عرب موجب درغلتيدن به اشتباهى بزرگ است كه همان برابر نمودن كلام خداوند و كلام بشر و در نتيجه مقايسه ميان خدا و بشر مىباشد ؛ مثلا پديدهء قلب . ابن قتيبه مىگويد : « از
هامش
( 1 ) الخصائص ، ج 3 ، ص 376 .
( 2 ) همان ، ص 251 .
( 3 ) منهج الزمخشرى ، ص 244 .
( 4 ) التفكير البلاغى ، ص 34 .
( 5 ) همان ، ص 121 .