اين خود انگيزهاى براى ابو عبيده به تأليف مجاز گشت كه با او در جلوگيرى اين تفسيرها يا بازداشتن آن شريك گشت . « 1 »
پرسشى كه ابو عبيده را به تأليف اين كتاب فراخواند ، ممكن است كتاب را جزو اولين مباحث زبان عربى در مسألهء تصوير هنرى و راههاى اداى آن و مبانى روانشناختى قرار دهد ؛ چون در آيه حمل معلوم بر مجهول وجود دارد و به موجب آن تشبيه به خاستگاه غير اصلى خود راه يافته است . اما عكسالعمل ابو عبيده اشاره به اين دارد كه تأليف جهت ديگرى خواهد يافت كه مبناى آن نزديك نمودن بين شيوههاى بيان در قرآن و كاربردهاى مشهور عرب مىباشد .
ابو عبيده به گونههاى مجاز كه از جاهاى پراكندهء قرآن انتخاب كرده استدلال مىكند و آنها را به مثابه راههايى قرار مىدهد كه قرآن در اداى آن پيموده است و در نهايت به اين نتيجه مىرسد كه از شيوهها و سبكهاى عرب بيرون نيست . مىگويد :
« در قرآن كلام غريب و معانيى وجود دارد كه احتمالا مجاز عبارتى كوتاه شده يا مجاز حذف يا مجازى كه از خبرش صرفنظر شده و يا مجاز كه لفظ آن واحد ولى بر جمع اطلاق مىشود و يا مجازى كه لفظ آن جمع و بر دو تن اطلاق مىشود و مجازى كه لفظ آن خبر جمع بر لفظى كه خبر آن مفرد است و مجازى كه جمع در موقعيّت مفرد آمده است . . . همهء اينها كه عربها به آن سخن گفتهاند جايز است . » « 2 » ملاحظه مىشود كه وى معنا و شيوههاى اداى آن را هدف كتاب قرار داده است ، چون قرآن در بيان از يك شيوه استفاده نكرده است بلكه روشهاى آن در تفهيم و شرح ، متعدد بوده است . « 3 » بررسى ابو عبيده در اثبات عربى بودن قرآن شامل دو سطح مىگردد :
1 . سطح تركيب ، چون تركيبهاى قرآن را به وسيلهء تركيبهاى كلام عرب تفسير مىكند ، كتاب وى بر اين جنبه جريان دارد كه ما تفسير پديدهء التفات در سورهء
هامش
( 1 ) دراسات فى القرآن ، ص 71 .
( 2 ) مجاز القرآن ، ج 1 ، صص 18 و 19 ؛ و التفكير البلاغى ، ص 91 .
( 3 ) تأثير الفكر الدينى ، ص 16 .