ابو عبيده ( درگذشتهء 210 ه ) مىگويد « قرآن به زبان عربى فصيح نازل شد نه گذشتگان و نه آنان كه وحىشدن آن به پيامبر ص را درك كردند از معانى قرآن نمىپرسيدند ، چون آنان عربهايى بودهاند كه از پرسش در باب معانى و وجوه آن بىنياز بودهاند . » « 1 » وى به نياز مردم پس از گذشتگان به شناخت معانى و وجوه قرآن كه در كلام عرب آمده ، اشاره مىنمايد . ابو عبيده رويكرد زبانى را در مرحلهء اثبات عربى بودن قرآن متجلّى مىبيند . كتاب وى به نام مجاز القرآن داراى ويژگىهاى منحصر به فردى است كه نمونهاى در بررسى سبك قرآن به شمار مىآيد كه موضوع آن قرآن و روش وى زبانشناختى و عنوان و انگيزهء وى به تأليف ، بلاغى هستند . « 2 » در ضمن ، انگيزهء تأليف وى در باب مجاز پرسش يكى از نويسندگان در مجلس فضل بن ربيع دربارهء تشبيه آيهء
طَلْعُها كَأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّياطِينِ
« 3 » بوده است ؛ چون در آيه شاخهء درخت زقّوم به سرهاى شياطين تشبيه شده است كه مراد تهديد است ؛ در ضمن ، تشبيه قرآن چنان معروف هم نيست .
پاسخ ابو عبيده با موافقت قرآن با كلام عرب در شعر امرؤ القيس بوده است :
أيقتلنى و المشرفىّ مضاجعى * و مسنونة زرق كأنياب أغوال
عرب هرگز غول را نديده است اما وقتى غول مايهء ترس و تهديدشان بوده است ، به وسيلهء آن تهديد مىكردهاند . فضل جواب ابو عبيده را پسنديد و لذا تصميم گرفت كه كتابى در قرآن در اين باب و امثال آن بنويسد . « 4 »
ابو عبيده كتابش را براى كسانى نوشت كه به سبكهاى كلام عربى و مجازهاى آن عادت نداشتهاند ، چون كسى كه زبانى غير از زبان خود را فراگيرد ، فهم تعابير مجازى در زبان دوم براى او دشوار خواهد بود . لذا ابو عبيده نياز مردمانى را كه زبان عربى را از راه آموزش فرامىگيرند درك نمود و تصميم گرفت به پرسشهاى آنها در امور مبهم قرآن پاسخ دهد .
هامش
( 1 ) مجاز القرآن ، ج 1 ، ص 8 .
( 2 ) التفكير البلاغى ، ص 90 .
( 3 ) صافّات : 65 .
( 4 ) معجم الادباء ، ج 19 ، صص 158 - 159 .