شايد يكى از انگيزههاى تأليف كتاب ، دفاع از قرآن و عكسالعمل نسبت به كسانى بوده كه قصد بدى داشتهاند . هرچند ابو عبيده هرگز به اين امور اشاره نكرده است اما موضوع كتاب ، دفاع از قرآن و ردّ طعنهء طاعنان است ؛ چه ، اينكه نويسنده قصد داشته باشد و چه نداشته باشد . دليل آن مطلبى است كه جاحظ روايت كرده است كه آيهء
طَلْعُها كَأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّياطِينِ
موجب بدفهمى شعوبىها گشت و آن را ابزارى براى گمراهى مسلمانان كمسواد برگرفتند و جاحظ به بيان ديدگاه آنان و دفاع از اين آيه پرداخته است . « 1 » به همين خاطر ابو عبيده براى عربهاى غير اصيل گونههايى از سبك قرآنى را ارائه مىنمايد و آنگاه معادل آن را در كلام عرب مىيابد . « 2 »
شايد يكى از آن انگيزهها اين باشد كه ابو عبيده در روزگارش نويسندگانى را ديد كه نگاه ديگرى به قرآن غير از نگاه كاتب فضل بن ربيع دارند . آنها از امورى مىپرسند كه مىپندارند جاهليت آن را بر دل و جان مردم بهجاى نهاده است . مثل سخن قرآن در باب آتش و تشبيه شاخهء درختان به سرهاى شيطان . جاحظ پارهاى از ديدگاههاى مفسران را كه عقل تودهء مردم را مشغول نموده و قوّهء خيالشان را به پرواز درآورده و اسطورههاى اهل كتاب و باقيماندهء دينهاى كهن را جلب نموده و عهدهدار معانيى گشته كه هم دلالتها و هم بافت آنها را رد كرده ، آورده و به نقد آنها پرداخته است . « 3 »
فايدهء اين كار جاحظ آن است كه جنبهاى را براى ما تشريح مىكند كه در فرهنگ قرن سوم كه ابو عبيده در آن مىزيست جريان داشت . علاوه براين به ظهور تصوّف كه بر رمز تكيه داشت نيز اشاره دارد و براى متصوّفه جايز است كه در مدلول رمز توسّع ايجاد نمود تا پديدههاى دور و بيگانه از عرب باديهنشين را كه قرآن به زبان او نازل شده ، شامل گردد . جاحظ اين دسته را ذكر و تفسيرهاى آنها را نيز آورده است . « 4 »
هامش
( 1 ) الحيوان ، ج 6 ، ص 211 - 213 .
( 2 ) تطور دراسات اعجاز القرآن ، صص 132 - 134 .
( 3 ) البيان و التبيين ، ج 1 ، ص 37 .
( 4 ) الحيوان ، ج 5 ، صص 424 - 425 .