كه در سبك قرآن مجاز و انتقالى به شيوهء عرب در انتقال در بيان است . « 1 »
تمام اينها به خاطر اثبات عربى بودن قرآن و تأكيد بر سبك ويژهء آن در بيان و بقاى مجازهاى آن در دايرهاى است كه عرب جايز مىداند . « 2 »
اگر عرب مصدر را صفت قرار مىدهد ، در قرآن نيز چنين است . ابو عبيده مىگويد : « از مجازهاى قرآن ، مصدر است كه به جاى اسم يا صفت قرار مىگيرد مثل آيهء
وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ
« 3 » به معناى « بار » [ نيكوكار ] است . عرب هم مصدر را صفت قرار مىدهد . مجاز در آيه در برّ است كه صفت من آمن باللّه است . در حقيقت عبارت ، چنين است : « و لكنّ البارّ من آمن باللّه » . « 4 »
اخفش آيه را به حذف تفسير نموده است . يعنى « و لكنّ البرّ برّ من آمن باللّه » . « 5 »
اگر عرب ميان دو چيز مشاركت برقرار نمايد و خبر يكى را بياورد و از سر تخفيف از ديگرى بىنيازى بجويد چون شنونده آگاهى دارد و ديگرى را مشاركت مىدهد در آيهء
وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ
« 6 » نيز چنين شده است . يعنى خبر دربارهء يكى است و نگفته است « ينفقونها » . « 7 » در مقدمهء كتاب اشاره به آگاهى نويسنده از مسألهء مجاز و درك وى از اهميت آن در بررسى سبك قرآن دارد ، علاوه بر اينكه استخراج آن از قرآن و گردآورى آن در يك كتاب با مثالهاى فراوان قرآنى امرى است كه نزد گذشتگان يا معاصران وى مثل سيبويه و فرّاء نمىيابيم . « 8 »
مهمترين تأثير وى در حوزهء اعجاز بلاغى آن است كه به مثابه تكيهگاه لغوى است كه پژوهشهاى هنرى سبك قرآن بر آن استوار است . چون ثابت كرد كه مجاز قرآن در اصل زبان قرآن است و لذا پژوهشهاى اعجاز بلاغى براى آن است كه انحصارى بودن آن زبان و برترى آن بر كلام عرب را ثابت نمايد . « 9 »
هامش
( 1 ) أثر القرآن فى تطور النقد ، ص 42 .
( 2 ) التفكير البلاغى ، ص 94 .
( 3 ) بقره : 177 .
( 4 ) مجاز القرآن ، ج 1 ، صص 12 و 65 .
( 5 ) معانى القرآن ، اخفش ، ج 1 ، ص 47 .
( 6 ) توبه : 34 .
( 7 ) مجاز القرآن ، ج 1 ، ص 10 و 257 .
( 8 ) التفكير البلاغى ، ص 93 .
( 9 ) همان ، ص 95 .