كنند و زيبايى آيات آن را كشف و راههاى رسيدن به آن را ترسيم نمايند .
با شروع قرن دوم هجرى دانشمندان به زبان عربى ، زبان قرآن ، روى آوردند و براى مردم اصول و قوانين آن را ترسيم نمودند و از آن طريق به زبان قريش ، زبان پيامبر ص و قوم او كه قرآن به آن نازل شده است ، دست يافتند و زبان قريش را معيار فصاحت ديگر لهجهها قرار دادند . وقتى كه به باديه سفر مىكردند ، كلام فصيحان را گوش مىدادند و به گزينش زبانى مىپرداختند كه به زبان قرآن نزديك باشد و غير آن را رها مىكردند . « 1 »
آنان همچنين به بررسى خود قرآن هم پرداختند و مىبايست از عربى بودن آن آغاز مىكردند ، لذا مىبينيم عدهء زيادى در باب مجاز قرآن ، نظم قرآن ، لغات قرآن و عبارات مشكل قرآن كتاب نوشتند و هريك با تلاش بسيار با كتاب خود به قرآن پرداختند و هرگونه طعنه به آن را رد نمودند . « 2 »
تمام اين تلاشها به رويكرد زبانى بازمىگردد كه دانشمندان به بررسى سبك قرآن از حيث عربى بودن آن پرداختند ؛ چه اينكه آثارشان در إثبات عربى بودن و تأكيد بر آن بوده است و چه در دفاع از سبك آن در برابر طعنهها .
از همان روزهاى آغازينى شروع مىكنيم كه قرآن نازل گشت و مردم هم در درجهء فهمشان از معانى قرآن و وجوه گوناگونى كه سبك معجزهآساى آن در برداشت ، اختلاف نظر داشتند . حتى صحابه هم در فهم معانى و مراد قرآن با هم اختلاف داشتند . البتّه اين امرى طبيعى بود ، چه در ميان تودهء مردم و چه در ميان صحابه .
برخى از صحابه از زبان عربى اطلاعات زيادى داشتند و برخى كمتر ؛ برخى ملازم پيامبر ص بودند و سبكهاى نزول را درمىيافتند و ديگران از آن بىخبر ؛ علاوه بر اين كه از نظر علمى و دريافتهاى عقلانى با هم برابر نبودند و اختلاف زيادى در اين زمينه داشتند . « 3 »
هامش
( 1 ) الفصاحة فى العربية ، صص 22 - 23 .
( 2 ) مفهوم الإعجاز القرآنى ، ص 53 .
( 3 ) التفسير و المفسرون ، ج 1 ، ص 35 .