تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
بياموزى امورى پنهان و معانى روحى هستند . تو نمىتوانى شنوندهء آن را آگاه كنى و علمى در وى ايجاد نمايى تا آمادهء درك آن گردد و طبيعتى در او ايجاد كنى طورى كه داراى ذوق و قريحه گردد و در خود احساسى بيابد ؛ و شأن اين تفاوتها و وجوه آن است كه مزيت آن را به‌طور كلى دريابى . » ملاحظه مىشود كه جرجانى ذوق را يكى از ابزارهاى درك مزيّت در كلام مىداند يا اعجاز قرآن را تحت سايهء نظريهء نظم مىبيند . به عبارت ديگر ذوق محكوم به گزينش معانى نحو در كلام است نه امرى مطلق آن‌گونه كه باقلانى معتقد است . اين بدان معناست كه رويكرد ذوقى در كشف وجوه اعجاز بلاغى به امرى بدل گشته است كه در اعجاز به آن تكيه مىشود . مثل نظريهء نظم عبد القاهر جرجانى . اين هم در قرنهاى پس از بعثت پيامبر ص امرى طبيعى است . در ضمن ، تلاش دانشمندان دو جهت يافت : 1 . جهت اصلى كه از ملاكى خرسند شدند كه اعجاز بلاغى را بر آن منوط كردند ، مثل نظم از نظر جرجانى . 2 . جهت فرعى كه همان ذوق است و هدفشان كمك به حس اعجاز در نظم قرآن بوده است . شايد آشكارترين شاهد بر سخن ما موضع سكاكى ( درگذشتهء 626 ه ) نسبت به مسألهء ذوق و اعجاز است . مىگويد : « اعجاز امرى است شگفت كه درك مىشود ولى قابل وصف نيست ؛ مثل استوارى وزن ( در شعر ) كه قابل درك است و غير قابل وصف و يا مثل ملاحت . » او هم تصريح مىنمايد كه قوهء درك اعجاز همان ذوق است ولى ديرياب و نادر . روش فراگيرى و آموزش آن را به ممارست فراوان به معانى و بيان مىداند . » « 1 » سكاكى وجوه ديگرى از اعجاز را رد كرد ، مثل صرفه و شروع در سبك ، سلامت از تناقض و مسائل غيبى . وجه اعجاز بايد از جنس بلاغت و فصاحت باشد . اين
هامش
( 1 ) مفتاح العلوم ، ص 196 .