فصل دوم رويكرد زبانشناختى
اعجاز به زبان عربى فصيح
خداوند قرآن را به زبان عربى فصيح براى پيامبرش فرستاد . در اينجا قصد استقراى تام نداريم . تنها در يك آيه از آياتى كه به عربى بودن قرآن مىپردازد درنگ مىكنيم .
مىفرمايد :
نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ
« 1 » . دليل نزول قرآن به زبان عربى فصيح از دو جهت است :
1 . اگر به زبان غير عربى بود عربها از آن كناره مىگرفتند و مىگفتند آن را نمىفهميم لذا إنذار به آن دشوار بود .
2 . نزول آن به عربى است كه زبان پيامبر ص و قوم اوست ، چون آن را مىفهمند ، اما اگر غير عربى بود تنها بر گوش وى نازل مىشد نه قلب او ، چون آهنگ حروف آن را مىشنيد ولى معانى آن را درنمىيافت . يعنى « ما قرآن را بر مردى عرب به زبان عربى فصيح نازل كرديم ، به آن گوش سپردند و فهميدند و فصاحت آن را شناختند . معجزهاى است كه كلامى مثل آن نيست . » « 2 »
دانشمندان كوشيدند تا زبان قرآن را به ديوارى كه مانع نفوذ لحن در آن گردد حفظ
هامش
( 1 ) شعراء : 193 - 195 .
( 2 ) الكشاف ، ج 3 ، ص 128 .