سفيدى و زردى نزديكى است ولى بين سفيدى و سياهى فاصله بسيار است . » « 1 »
روش متكلمان در تعليل ابن سنان از زيبايى از تأليف حروف دور از هم با مقايسه با گونهها و تباين و تقارب آنها روشن است . اما رجوع زيبايى به ذوق ، ذوق عرب در زيبا دانستن كلمهاى كه از حروف با مخارج دور از هم و پرهيز از كلمهاى با حروف متنافر برمىگردد .
شرط دوم نيز چنين است : مىگويد : « همنشينى لفظ در گوش موجب زيبايى و برترى بر ديگرى مىشود ، يعنى در همنشينى حروف با مخارج دور از هم برابر باشند ، مثل برخى از نغمهها و رنگها زيبايى دارند كه در نفس قابل تصور و به چشم قابل درك هستند . تمام اينها به خاطر وجهى است كه تأليف در آن رخ مىدهد . » « 2 »
ابن سنان تنها به نقد كلام عرب و اظهار زيبايى و جمال آن بسنده نكرد بلكه به بحث اعجاز قرآن هم پرداخت و اشاره كرد كه معجزهء دال بر نبوّت پيامبر ص ، قرآن است و اختلاف در آن به عنوان معجزه به دو قول برمىگردد :
1 . وجه اعجاز در قرآن عربها را از معارضه بازداشت ، با اينكه فصاحت اين كتاب ارزشمند ، اگر بازداشتن ( صرفه ) نبود ، در توان آنها بوده است .
2 . قرآن با فصاحت خود خرق عادت كرد و در حكم اژدها شدن عصاست . « 3 »
آنچه كه اينجا مهم است اينكه وى به صرفه اعتقاد دارد و لذا بر خلاف رمّانى است كه معتقد بود « نسبت ميان همنشينى حروف قرآن و كلام عرب نسبت ميان كلام متنافر و كلام نظاميافته است . » « 4 » يعنى در كلام عرب چيزى شبيه قرآن وجود دارد .
مىگفت : « هرگاه انسان به خود مراجعه كند با اندك شناخت از تأليف و همنشينى در كلام عرب چيزهايى خواهد يافت كه در تأليف همسنگ قرآن است . » « 5 »
پيداست كه تكيهء وى بر ذوق وى را به چنين رأيى كشاند ، چون مراجعهء آدمى
هامش
( 1 ) سرّ الفصاحة ، ص 65 .
( 2 ) همان ، ص 66 .
( 3 ) همان ، ص 4 .
( 4 ) النكت ، ص 88 .
( 5 ) سرّ الفصاحة ، ص 110 .