تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
آموزش قابل درك ؛ غير از اين راهى به شناخت اعجاز قرآن نيست . اما آنها كه به آموزش و كار راهى به آن نيست بر اعجاز قرآن دلالت دارد . » « 1 » اما اعتراض وى بر بلاغت با اعتراض وى بر بديع از يك جهت متفاوت است و آن اين‌كه اعتقاد دارد برخى از وجوه بلاغت به تنهايى امكان ندارد و گاهى اعجاز در آن بدون مقايسهء آن با ديگرى در نظم يا معنا حاصل مىشود . گويى يك قسم به تنهايى معجزه يا تشبيه يا تجنيس يا غيره مىباشد . « 2 » مىبينيم اعتراض وى در رابطه با ايدهء تفاوت است ؛ يعنى اينكه اعجاز را از وجود بلاغت بدانيم - در حالى كه اين دو مجزا از يكديگرند - تفاوت در كلام را آشكار نمىسازد ؛ چون هر وجه از بافت خود جدا مىشود و جداى از آن برگرفته مىشود . آن‌گونه‌ها با هم برابر و شبيه خواهند بود ؛ چه در قرآن باشند و چه در كلام بشر . مثلا تشبيه كه بلاغت به آن شناخته مىشود . اما اگر بگوييم « آنچه از تشبيه در قرآن آمده معجزه است ، تشبيهات موجود در اشعار هم به ما عرضه خواهد شد . » اين‌چنين است بسيارى از گونه‌هاى بلاغت . « 3 » اين‌گونه‌ها ممكن است در كلام بشر به تقليد واقع شود و ممكن است انسان كلمهء زيبا و ارجمندى را درك نمايد اما مثل نظم سوره از آنان صادر نخواهد شد . « 4 » اين‌جاست كه موضع وى نسبت به قرآن را درخواهيم يافت . باقلانى بر آن است كه جاحظ وقتى در نظم قرآنى كتابى نوشت بر گفته‌هاى متكلمان چيزى نيفزود و از آنچه كه در بيشتر اين معنا موجب اشتباه مىشده است ، پرده برنداشت . « 5 » اما خود باقلانى خروج سبك قرآن از كلام معمول عرب را به تعادل نظم ، نشان داد كه جاحظ به آن اشاره نكرده است . دربارهء آيهء
وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ . صِراطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ أَلا
هامش
( 1 ) اعجاز القرآن ، ص 275 . ( 2 ) همان . ( 3 ) همان ، ص 276 . ( 4 ) همان ، ص 285 . ( 5 ) همان ، ص 7 .
الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 165 | سيد حسين سيدى / محمد كريم الكواز