همچون امور به هم وابسته و امور متضاد را چون امور متناسب قرار مىدهد . اين امرى است شگفت كه فصاحت به واسطهء آن روشن و بلاغت آشكار مىگردد و كلام با آن از حد عادى خارج و از عرف فراتر مىرود . باقلانى به اين وجه در تحليل آيات توجّه بسيار نمود تا به برترى بىچون و چراى آن و ناتوانى خلق در برابر آن ، دلالت كند . « 1 »
معناى پنجم . نظم قرآن در جايگاه بلاغت است و از عادت كلام جن و إنس بيرون است . وى در اينباره به اين آيه استدلال كرده است :
قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً
« 2 » .
معناى ششم . آنچه كه خطاب از نوع بسط ، اختصار ، جمع ، تفريق ، استعاره ، تصريح و تحقيق به آن تقسيم مىشود ، در قرآن موجود است و از حدود فصاحت و نوآورى و بلاغت در كلام بشر فراتر است . نمونهء آن آيهء
فالِقُ الْإِصْباحِ وَ جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ حُسْباناً ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ
« 3 » كه شامل روشنى مليح ، ايجاز لطيف ، تعديل ، تمثيل ، تقريب و تشكيل مىباشد . « 4 » يا آيات
وَ آيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهارَ فَإِذا هُمْ مُظْلِمُونَ . وَ الشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ . وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ حَتَّى عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ
« 5 » . مىگويد : « آيا مىدانى كه هر واژه بهطور مستقل در نهايت نوآورى است و دربردارندهء شرط كلام شيوا است . اگر آيه از نوآورى نظم يافته و از بلاغت انسجام ، چگونه از حد معمول و عادى فراتر نرود ؟ چگونه گوى سبقت را نبرد و از كلام بشر برتر نباشد ؟ « 6 »
معناى هفتم . معانى قرآن در اصل وضع شريعت و احكام و احتجاج در اصول دين و رد ملحدان به آن واژگان بديع و هماهنگ با هم در ظرافت و مهارت آمدهاند كه بر آدميان چنين كارى دشوار و غير ممكن است ، چون قرآن واژگانى ابتكارى را براى معانى تازه اختيار كرده است . و لفظ در معناى زيبا شكوه يافته و به آن تصرّف بديع اضافه شده است . مثلا در آيات احكام فرموده است :
يَسْئَلُونَكَ ما ذا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللَّهُ فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ
هامش
( 1 ) همان ، ص 197 .
( 2 ) اسراء : 88 .
( 3 ) انعام : 96 .
( 4 ) اعجاز القرآن ، ص 188 .
( 5 ) يس : 37 - 39 .
( 6 ) اعجاز القرآن ، صص 188 - 189 .