مىكند پسنديده نيست . . . هريك مقامى و مقالى دارند . » « 1 »
اما مراد خطّابى از اين تقسيم همان ويژگى سبك قرآن است كه در قدرت بر ادغام آن گونههاى لفظى در نظم آن عليرغم دورى هريك از ديگرى ، به صورت مجزا آشكار مىگردد . وى با اين تقسيمبندى به نظريهاش در نظم و رابطهء واژگان با يكديگر در آيه رسيد . « 2 »
تأثير باقلانى در رويكرد ذوقى
باقلانى به ذوق براى كشف اعجاز بلاغى در قرآن روى آورد . كتابى در اين باب تأليف نمود كه در آن به مباحث وجه بلاغت قرآن پرداخت . وى در اين كتاب رأى مخالفان را رد و به تحكيم آراى خود پرداخت و مرحلهء مهمى از مراحل رويكرد ذوقى را مجسم نمود . همين امر انگيزهء وى براى گسترش تلاشها و پرداختن به جزئيات مربوط به اين بحث گشت . باقلانى روش خود را در دو مسأله خلاصه كرد :
1 . سخن در باب تغييرات در خطاب و گونههاى كلام از حيث تمايز آنها در بلاغت و مهارت و فصاحت ؛ يعنى بررسى عناصر زيبايى و هنر در كلام كه وصف كلام بليغ نسبت به اصل وضع آن است .
2 . سخن در باب انواع ادبى معروف نزد عرب مثل شعر ، نامهنگارى و خطبه ؛ گونههايى كه فصاحت در آنها آشكار مىگردد و بلاغت در آنها موردنظر است .
اما هدف روش وى همان رسيدن به شناخت عظمت قرآن و تفاوت آن با گونههاى كلام بشر و فراتر بودن آن از حد مقايسه بين آنها مىباشد .
وى بيان داشت كه روش وى تنها با اهل ذوق و اهل زبان سودمند خواهد بود و بر جملههايى از زيبايىهاى كلام و روشهاى آن درنگ نمود و بهطور كلى روشهاى متكلمان را تعريف و در بخشى از اصول دين نظر افكند و به دو آيه استناد كرد كه به
هامش
( 1 ) اثر القرآن فى تطور النقد ، ص 256 .
( 2 ) بيان اعجاز القرآن ، ص 24 .