تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
حكم براى آن لازم آيد و با وجود آن سزاوار اين توصيف باشد . اما وى به همان جايى رسيد كه قبل از وى در باب ذوق رسيده‌اند ، علىرغم اين‌كه كوشيد تا دايرهء بحث در بلاغت قرآن را به روند ديگرى بچرخاند . وى نه در باب تشبيه سخن گفت و نه استعاره و نه در تقديم و نه در بديع كه مردم هنگام بحث در باب اعجاز بلاغى به‌طور عادت در آن فرو مىروند ؛ چون اين فنون از ديگر بلاغت‌ها است « 1 » ؛ بلكه كوشيد تا به بلاغت قرآنى دست يابد كه همچون آفرينش انسان و گسترش زمين و برافراشتن آسمان بدون ستون است . « 2 » تقسيم‌بندى خطّابى از كلام پسنديده بر سه قسم و نتيجه‌گيرى وى كه آميزش دو صفت فخامت و دشوارى است كه پرده از شكوه اعجاز بلاغى برمىدارد ، بدون اشاره به تأثير ذوق و اهميّت آن ، موجب ايجاد توهم در فهم مراد خطّابى شد و پژوهشگران به سمتى رفتند كه وى قصد نكرده بود . دكتر عايشه عبد الرحمن مىگويد : « عبارت وى ايهام دارد و از آن چنين فهميده مىشود كه در قرآن عباراتى در سطح عالى و ميانه و پايين وجود دارد و اين به دو جهت از نظر ما مردود است : 1 . برداشت ما از اعجاز بيانى تفاوت نهادن به مرتبهء عالى بلاغت در برابر ميانه و پايين آن است . 2 . اين درجات سه‌گانه همه با هم در يك سوره جمع نمىشوند و تحدّى و مبارزه‌طلبى تنها به يك سوره بوده است . « 3 » استاد عبد الكريم خطيب مىگويد : « اين اطلاق در برترى سخن بليغ استوار بر سخن فصيح آسان هميشه با بلاغت سازگار نيست و موافق با شرط آن يعنى مطابقت با مقتضاى حال نيست ؛ يعنى سخن استوار و متين در مقامى كه نرمى و آسانى اقتضا مىكند ، پسنديده نيست ؛ چنان‌كه سخن نرم و آسان در مكانى كه استوارى اقتضا
هامش
( 1 ) الاعجاز البلاغى ، ص 43 . ( 2 ) الاعجاز البيانى ، ص 90 . ( 3 ) اعجاز القرآن ، خطيب ، ج 1 ، ص 188 .
الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 152 | سيد حسين سيدى / محمد كريم الكواز