كه بر ذوق فطرى تكيه داشت به ذوق علمى بدل گشت ، كه لازمهاش فرهنگ گستردهء آن بود . « 1 » اين هم انگيزهء درونى بود كه در مسلمانان بهوجود آمد تا عقيدهء خود را تثبيت و احكام قرآن كريم را استنباط كنند .
جمع دو انگيزهء بيرونى و درونى علّت نظاممند شدن بررسى سبك قرآن و آغاز تدوين كتاب در اينباره بوده است .
ذوق علمى اعجاز بلاغى از نظر خطّابى
توجّه ما به بيان نشانههاى رويكرد ذوقى و بيان ديدگاه دانشمندان - پس از تغيير ذوق عربى - محدود گشت و اعجاز بلاغى ، بدون ذوق درك مىشود . خطّابى با اشاره به اين نكته مىگويد : « ديگران پنداشتهاند كه اعجاز قرآن از جهت بلاغت است كه بيشتر دانشمندان يعنى متكلّمان بر اين باورند . عموم اين افراد در پذيرش اين ويژگى قرآن مقلدانه عمل كرده و گروهى از راه گمان و بدون تحقيق و احاطهء علمى به آن چنين نظرى دارند . لذا وقتى از آنان در باب تعريف بلاغت ويژهء قرآن و برترى آن بر ديگر بلاغتها پرسش مىشود مىگويند تصوير آن ممكن نيست و نمىتوان آن را به امرى ظاهرى تعريف نمود ولى اين را مىدانيم كه قرآن با ديگر گونههاى سخن متفاوت است . تنها دانشمندان هنگام گوش دادن به آن بهگونهاى آن را درمىيابند كه تعريف آن ممكن نيست . مىگويند علّت آن پنهان است و تأثير آن بر جان آشكار تا بر دانايان و اهل معرفت اشتباه نشود . » « 2 »
خطّابى به فهم اعجاز قرآن بهگونهاى كه اساسا بر ذوق تكيه داشته و متكلّمان بدان نظر داشتهاند اعتراض مىكند . اين يعنى حتما بايد مسبوق به مرحلهء علمى باشد كه از پس مرحلهء ذوق فطرى مىآيد و اعجاز حتما بايد بر بررسى و پژوهش مبتنى باشد كه بسيارى از دانشمندان در اين حوزه به فعّاليّت پرداختند . وى سپس
هامش
( 1 ) تطور دراسات اعجاز القرآن ، ص 213 .
( 2 ) بيان اعجاز القرآن ، ص 21 .