تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
توجه نموده‌اند اما جنبه‌هاى ذوق و ذات و قدرت آن را مثل ناقدان معاصر از هم تفكيك نكرده‌اند . « 1 »

ذوق و اعجاز بلاغى

مسألهء ذوق ادبى از متن نقدى است كه به مسألهء حسن و قبح در متن مىپردازد ؛ اما در حوزهء اعجاز بلاغى تنها به حسن و زيبايى در متن قرآنى مىپردازد و تمام آنچه را كه به آن مربوط مىشود در سطح بالا و مرتبهء خارق‌العاده نشان مىدهد . « 2 » ابن خلدون مىگويد : « برخى از جنبه‌هاى اعجاز را كسانى درمىيابند كه به واسطهء همزيستى با زبان عربى و كسب ملكهء زبانى داراى ذوق باشند و بنا به ذوق خود اعجاز را درك مىكنند . لذا درك عربهايى كه آن را از زبان پيامبر ص شنيده‌اند ، بسيار برتر است ، چون آنها قهرمانان وادى كلام و برجستگان آن بوده‌اند و داراى سرشارترين و سالم‌ترين ذوق بوده‌اند . » « 3 » جرجانى مىگويد : « دانش فصاحت را آن‌كس كه از ابزار آن بىبهره است درنمىيابد . . . اگر دانشهايى كه داراى اصول مشخص و قوانين دقيق باشند . . . اگر كسى در آن قوانين خطا كند و نسبت به رأى خود متعصب باشد ، نمىتواند آن را از خود دور نمايد جز به تلاش . . . چگونه مىتوان مردم را از آراىشان در باب فصاحت دور كرد حال آن‌كه اصلى كه به رد آن مىپردازيم و در بحث با آنان بر آن تكيه مىكنيم ، استشهاد به استعدادها و ژرفاى نفس است . » « 4 » با اين دو گفتار ، گام نخست را در بيان ذوق و رابطهء آن با اعجاز بلاغى برمىداريم . ابن خلدون اشاره دارد كه عربها ، در روزگار نزول قرآن ، قهرمانان وادى كلام و از طبقهء برجسته در حوزهء بلاغت و فصاحت بوده‌اند و قرآن معجزه‌اى آورد از جنس آنچه كه آنها خود در آن از امتياز فوق‌العاده‌اى برخوردار بوده‌اند ؛ از جنس
هامش
( 1 ) تاريخ النقد ، سلّام ، ج 1 ، ص 13 . ( 2 ) تاريخ النقد ، احسان عباس ، ص 26 . ( 3 ) مقدمهء ابن خلدون ، ج 4 ، ص 1266 . ( 4 ) الرسالة الشافية ، صص 626 - 627 .