اصل معنا رخ داده و چنان است كه به مرتبهء اعجاز رسيده است . از جمله بيان وجه اعجاز در آيهء
رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً
« 1 »
مرتبهء نخست : يا ربّى قد شحنت ( پروردگارا من پر شدم ) . كه اصل معناى كلام است ؛ چون سيرى شامل ضعف بدن و سفيدى سر مىگردد .
مرتبهء دوم : يا ربّى قد ضعف بدنى و شاب رأسى ( پروردگارا بدنم ضعيف و موى سرم سپيد گشت ) .
علت انحراف از اولى به قصد بيان بيشتر است ، يعنى در دومى وضوح و روشنىاى است كه در اولى نيست .
مرتبهء سوم : يا ربّى قد وهنت عظام بدنى و شاب رأسى . علت انحراف از كنايه آن است كه كنايه از تصريح بليغتر است .
مرتبهء چهارم : يا ربّى أنا وهنت عظام بدنى و شاب رأسى . علت انحراف از ساخت كنايه بر مبتدا آن است كه اين ساخت در بيان بليغ رساتر است .
مرتبهء پنجم : يا ربّى إنّى وهنت عظام بدنى و شاب رأسى . علت انحراف از ورود « أنّ » بر مبتدا آن است كه در بيان رساتر است .
مرتبهء ششم : يا ربّى إنّى وهنت العظام من بدنى و شاب رأسى . علت انحراف از دو شيوهء إجمال و تفصيل ، بيان وقوع ضعف بر استخوانهاى بدن است .
مرتبهء هفتم : يا ربّى إنّى وهن العظم منّى و شاب رأسى . علت انحراف از حذف بدن ، اختصاص استخوانها به گوينده است .
مرتبهء هشتم : إنّى وهن العظم منى . علت انحراف از استخوانها به استخوان ( جمع به مفرد ) بيان اين مطلب است كه ضعف و سستى تكتك استخوانها را فراگرفته است . و به همين شيوه ، مراتب و علت انحراف را در آيهء
وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً
توضيح داده است . سكّاكى روشى را در تحليل وجه اعجاز به كار بسته است كه بر مراتب و
هامش
( 1 ) مريم : 4 .