تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
اما مباحث علم بيان مثل مجاز و استعاره و كنايه بر انحراف از اصل مبتنى است كه آن را دلالت وصفى مىنامند . آوردن معناى واحد به شيوه‌هاى مختلف با وضوح دلالت ، با دلالتهاى عقلى است ، چون يك شىء لوازمى دارد كه برخى از برخى ديگر واضح‌تر است و آن را بر حقيقت و مجاز بنا نموده‌اند ؛ زيرا لفظ موردنظر ، لازمهء آن چيزى است كه براى آن وضع شده است . اگر قرينه‌اى بر عدم ارادهء آن‌چه براى آن وضع شده مبتنى باشد ، مجاز است و گرنه كنايه و بعد استعاره . اين چيزى است كه تشبيه بر آن بنا شده است . « 1 » رابطهء مجاز با حقيقت در سه اصل به‌هم‌پيوسته خلاصه مىشود : 1 . هر مجازى ناچار داراى حقيقت است . 2 . بيان حقيقى در اصل پيدايش بر بيان مجازى مقدم است . 3 . در كاربرد ، حقيقت از مجاز برتر است اگر دربردارندهء چيزى نباشد كه حقيقت دربردارندهء آن نيست . « 2 » اما در علم بديع ايدهء زيباسازى افزون بر معنا با ملاحظهء انحراف بيان به يكى از فنون آن غلبه دارد . حق آن است كه علماى بلاغت در علم بديع كوشيدند تا امكانات زبان را كشف نمايند ولى براى رسيدن به روش سبك‌شناختى در فهم اداى هنرى آن را متحوّل ننموده‌اند ؛ چنان‌كه ميان توصيف ساختى امور بديعى و ساخت حقيقى اثر ادبى ارتباط ايجاد نكرده و تلاش‌شان بر ارائهء ابزار و ادوات بديعى محدود شد بىآنكه بكوشند آن را به خدمت روند آفرينش و نوآورى هدايت كنند . « 3 » علىرغم اينها فنونى را مىيابيم كه براى بيان قانون انحراف در آن هماهنگ‌اند . مثل بخش اختيار كه ابن ابى الاصبع آن را چنين تعريف كرده است : شاعر يا نويسنده بخشى از كلام يا بيتى از شعر را بياورد و آن را با قافيه‌هاى پراكنده ادامه دهد به
هامش
( 1 ) الإيضاح ، ج 2 ، ص 213 . ( 2 ) التفكير البلاغى ، ص 419 . ( 3 ) البلاغة و الاسلوبيه ، ص 227 .
الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 124 | سيد حسين سيدى / محمد كريم الكواز