آنان را باخبر سازند و نيّات درونى را بر ايشان فاش نمايند مشخّص مىشود . « 1 » با توجه به تفكيك بين دو وظيفه ، زمخشرى در آيهء
قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِكُونَ خَزائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذاً لَأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الْإِنْفاقِ وَ كانَ الْإِنْسانُ قَتُوراً
« 2 » مىگويد تقدير آن چنين است : « لو أنتم تملكون » يعنى « لو تملكون تملكون » . اين وجهى است كه نحو اقتضا مىكند اما آنچه كه علم بيان اقتضا مىنمايد ، اين عبارت است : « أنتم تملكون » كه در آن دلالت بر اختصاص دارد . يعنى مردم به بخل اختصاص يافتهاند . » « 3 » ملاحظه مىشود كه بلاغت در تصوير عملى كلام درنگ مىنمايد و آن را انكار نمىكند بلكه مىكوشد تا از ديدگاه هنرى از آن بهره گيرد و حال آنكه علم نحو تصويرى آرمانى و كامل از زبان ارائه مىنمايد . « 4 » با توجه به آنچه گذشت دانشمندان دوگانگى بين زبان و كلام را درك نموده و آن را در مباحثشان به عنوان ابزارى براى كشف جايگاه زيبايى در سبك و ابزارى در بيان برترى و تفاوت آنها در بيان برگرفتهاند .
انحراف
پژوهشهاى سبكشناختى جديد ، مقولهء انحراف ، در زبان ادبى ، را از مقابلهء بين نظام كلى زبان و كاربرد فردى آن پذيرفتهاند و رابطهء بين اين دو را به رابطهء بين قواعد رانندگى و خود رانندگى يا بين قواعد موسيقى و تأليف يك قطعه موسيقى خاص تشبيه كردهاند . « 5 »
برخى از پژوهشگران برآنند كه مفهوم انحراف موجب بارور شدن سبكشناسى در تحليل گشته است و در پرتو آن مىتوان بسيارى از تحليلهاى بلاغى در زبان عربى را باز توصيف نمود . « 6 »
سبك قرآن كريم چنان است كه از كلام عادى مردم انحراف يافته است و
هامش
( 1 ) دلائل الإعجاز ، ص 43 .
( 2 ) إسراء : 100 .
( 3 ) الكشّاف ، ج 2 ، ص 467 ؛ و الايضاح ، ج 1 ، ص 82 .
( 4 ) نظرية اللغة ، ص 191 .
( 5 ) همان ، صص 517 - 518 .
( 6 ) الاسلوب و الاسلوبية ، المسدى ، ص 164 .