سبكشناسى جديد نيست بلكه تأثير هنرى و حالت غريبى را كه مخاطب را با عنصر آنى فرامىگيرد به هم ارتباط دادهاند . عنصر آنى يعنى در سخن چيزى بيابد كه مخاطب هرگز انتظار آن را نداشته است ؛ چون بافت دربردارندهء آن نبوده است . « 1 »
3 . نظريهء زبان در نقد عربى از دكتر عبد الحكيم راضى . وى نظريهاش را بر دو امر بنياد نهاد :
الف . رابطهء زبان ادبى با سطح سبكى عام در زبان .
ب . رابطهء بين مباحث پژوهش بلاغى و مباحث بررسى زبانشناختى عام .
وى كشفى از طبيعت رابطهء مذكور در دو سطح ارائه نمود و تعدادى از جنبههاى آن از جمله اختلاف بين نحويان و زبانشناسان از يك سو و از سوى ديگر اختلاف ميان ناقدان و علماى بلاغت و استقلال هر گروه را به رويكردها ، مقولات و معيارها تفسير نمود ؛ علىرغم اينكه هر دو گروه بر بررسى زبان واحد و ميراث واحد اتفاق نظر دارند .
وى در نهايت به ارائهء اساس نظرى زبان ادبى ، بنا به تصوّر علماى بلاغت و ناقدان عرب ، رسيد - تصورى كه از حيث نظرى در مقولات بحث بلاغى و از حيث عملى در تطبيقهاى ناقدان بازتاب داشت . « 2 »
بررسى دكتر راضى در ضمن مقولهء مهمى در پيدايش سبكشناسى جاى مىگيرد و آن اينكه متن ادبى يك متن زبانى است و بدون تحليل روابط زبانى نمىتوان به ژرفاى آن رسيد ؛ چون سبكشناسى در ابتداى كار تنها يك روش از روشهاى زبانى به كار گرفته در بررسى متون ادبى بوده است . « 3 » در ضمن ، توجّه به جنبهء زبانى در شناخت متن ادبى و تعريف ويژگيهاى آن از قديم مطرح بوده است .
نخستين ممارسات نقدى ، در بخش عمدهء آن ، بر زبان متن مبتنى بود كه روشى براى نزديك به فهم و ذوق بوده است . شايد بهترين نمونهء آن نقد كلاسيك عرب است كه
هامش
( 1 ) التفكير البلاغى ، ص 617 به بعد .
( 2 ) نظرية اللغة ، ج 4 ، ص 532 .
( 3 ) الاسلوبية الحديثة ، ص 124 .