شايب كيفيّت گفتار را در بلاغت در سبك محدود نمود ؛ چون قواعد بيان شيوا ، واژه ، تصوير ، جمله و عبارت و سبك را از حيث انواع و عناصر آن ، و ويژگيها و مؤلفهها و موسيقى آن را مورد بررسى قرار مىدهد .
وى بلاغت را در زيرمجموعهء اين بخش قرار داد و به نظر او علم معانى تماما به بحث كلمه مربوط مىشود و بخش اعظم علم بديع در بخش تصوير جاى مىگيرد و بقيهء مباحث هم چندان اهميتى ندارند . و موضوع كلام را از حيث گزينش ، تقسيمبندى و نظم و تمام گونههاى ادبى مثل قصّه ، مقاله ، وصف و نامهنگارى را در بخش فنون ادبى جاى داد .
به نظر او فنون بلاغت ، هم نسبت به سبك در مرتبهء پايينترى قرار مىگيرد و هم نسبت به فنون ادبى . در پايان به اين نتيجه رسيد كه نيمى از بلاغت عربى در زبان عربى گم شده است و بخشى از سبك در فنون بلاغت مورد بررسى قرار مىگيرد ؛ بخشى كه نيازمند نظاممند شدن است . بلاغت عربى به بازبينى جديد علمى نياز دارد و ادبا از همهء مردم شايستهتر به بررسى بلاغت هستند تا از سبكهاى فيلسوفان رهايى يابد . « 1 » ملاحظاتى چند بر اين سخنان :
1 . شايب به مسألهء مطابقت كلام با مقتضاى حال در بلاغت توجّه نمود و آن را به عناصر كلام مثل پديد آورنده ، مخاطب يا خود كلام سوق نداد . همچنين در بررسى احوال كلام مثل تقديم ، تأخير ، حذف ، ذكر ، ايجاز و . . . ويژگيهاى علم معانى يا علم بيان را در شيوههاى بيان يك معنا يا علم بديع در تأثير مباحث آن بر معنا بيان كرده است .
2 . بسيارى از مؤلفههاى سبك ، مثل واژه ، عبارت و شرايط آنها ، كه طبق شيوهء گذشتگان در بحث فصاحت مورد بررسى قرار مىگيرند ، مقدمهاى براى بلاغت است ، كه در بلاغت عربى انگيزهاى براى بيان فقدان آن نيست .
3 . ادب عربى دربردارندهء گونههاى ادبى ويژهاى است و بلاغت با بررسى اين گونهها
هامش
( 1 ) الاسلوب ، صص 36 - 39 .