همراه و با استشهاد به آنها هماهنگ است . ادب عربى دربردارندهء ديگر گونهها نيست و بلاغت به بررسى آنها توجّهى ندارد . اين يعنى ما نمىتوانيم از ارزش بلاغت عربى بكاهيم چون به نمايشنامه يا امثال آنكه در دوران جديد شايع شده نپرداخته است .
در ضمن ، بلاغت به بررسى قرآن از حيث تفسير ، احكام و اعجاز خدمت كرده و اساسا تحتتأثير اين خدمت پديد آمده است . بلاغت عربى با قرآن بيشتر تناسب دارد تا حماسه كه با محيط عرب بيگانه است .
4 . مباحث بلاغت عربى ، با توجه به رابطهء بين معنا و سبك ، كامل است و در آن بخش گمشدهاى وجود ندارد مگر اينكه آن را بر غير آنچه كه بر آن مبتنى است اقامه نماييم . سبك و سبكشناسى بر ذبح بلاغت عربى مبتنى نيست بلكه مىتوانيم ميراث عربى را مطالعه و در آن مباحثى را ملاحظه كنيم كه شبيه مباحث سبكشناسى جديد است و اين مباحث را پرورش دهيم تا به كشف ديگر جنبههاى زيباشناختى برسيم .
2 . كتاب مبانى و تحول انديشهء بلاغى عرب تا قرن ششم از دكتر حمادى صمود .
وى در اين كتاب به علماى بلاغت و ناقدان عرب اشاره كرده است كه به بررسى مسائلى پرداختهاند كه هنوز پژوهشهاى ادبى ، آنها را در حوزهء سبكشناسى مورد بررسى قرار مىدهند و تحليلهاى سبكشناسان از مسائلى كه گذشتگان مطرح كردهاند فراتر نرفته است . از بارزترين اين مسائل ، توجّه آنها به انشاء يا ادبى بودن است كه به ساخت زبانى و شيوهء به كار بسته در اداى معنا مربوط مىشود و اين مطلب آنها را به اقرار به وجود دو سطح از بيان واداشته است :
الف . سطحى كه گوينده يا نويسنده طبق عادت و عرف در آن حركت مىكند .
ب . سطحى كه گوينده يا نويسنده در امور قراردادى دخل و تصرف مىكند و زبان را براى پاسخگويى به مقاصد وى در عبارت به جريان مىاندازد .
با مقايسهء بين اين دو سطح ، مفهوم انحراف را كشف كردند كه از مبانى سبكشناسى جديد است . مفهوم انحراف تنها رابط بين انديشهء بلاغى عرب و دغدغههاى
الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 109
مساهمون: سيد حسين سيدى
ص١٠٩