اسرار البلاغة بر آن تأكيد داشته است و نظريهء نظم را بر آن بنا نهاده است . نظريهاى كه مهمترين دستاورد نقد قديم عرب بوده است . گذشتگان به فنون بلاغت توجه داشتهاند ، چون به سبك مىپرداخت و در بررسيهاى خود ساخت عبارت و تصويرهاى آن را لمس مىكردند . « 1 » وى در ادامه مىگويد « تحليل متن كار دشوارى است و تنها به بررسى روابط زبانى و آمارها و معادلهها محدود نمىشود بلكه بايد از واژگان ، تركيبها ، تصويرها و تبيين رابطهء بين آنها نيز آگاهى داشت . علماى بلاغت و نقد عربى بر خطا نبودهاند وقتى به تحليل كلام مىپرداختند و ميان تعبيرى با تعبير ديگر و تصويرى با تصوير ديگر فرق قائل مىشدند و حكمى مبتنى بر تفسير و تعليل مىدادند . « 2 »
وى بر آن است كه سبكشناسى روش كلاسيك عرب را تحول بخشيد و به آن صبغهء مدرن بخشيد ، نه اينكه آن را حذف يا تصويرى عقبمانده از نقد به شمار آورد . « 3 » ميراث بلاغت عربى به بررسى بلاغت عربى با ژرفنگرى و بهرهورى از دستاوردهاى جديد سبكشناسى فرامىخواند تا اينكه اصول آن خاستگاه ارزيابى متن و داورى بر آن باشد . « 4 »
استاد لطيفى عبد البديع هم معتقد است كه آميختگى علم معانى با پژوهشهاى خالص نحوى نحو جديدى را تشكيل مىدهند كه از بررسى شكل روابط تركيبى بين واژگان جمله به بررسى جوهر آنكه در اسرار بلاغى آن تجلى يافته نفوذ مىكند ، اسرارى كه عبد القاهر در گذشته آن را نظم مىناميد و سبكشناسى در پژوهشهاى جديد براساس آن مبتنى است و وظيفهء علم بيان بررسى سبك تشبيه و سبك مجاز و سبك كنايه است . اين سبكها در ميان خود از حيث طبيعت شكلگيرى هريك با هم اختلاف دارند . لذا بلاغت همان دانشى است كه به بررسى زيباشناسى شيوههاى بيان زبانى مىپردازد ؛ چه در سطح واژه و چه در سطح تركيب كه از يك يا
هامش
( 1 ) النقد البلاغى ، صص 196 - 197 .
( 2 ) الاسلوبية إلى أين ، صص 272 - 273 .
( 3 ) همان ، ص 276 .
( 4 ) همان ، ص 282 .