حيض ؛ قرينهء افزودن ( تا ) در « ثلاثة قروء » دلالت دارد بر اينكه معدود مذكر است كه همان پاك شدن ( طهر ) مىباشد . پس اگر مراد حيض بود بايد گفته مىشد « ثلاث قروء » ( يعنى بدون « تا » ) ، چون عرب مىگويد : ثلاثة أطهار و ثلاث حيضات .
. . . از نمونههاى اشتراك در اسم ، آيهء
« وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ »
« 1 » مىباشد ؛ عتيق هم بر قديم اطلاق مىشود و هم بر بندهء آزاد شده و هم بر كريم ؛ همهء اينها در آيه آمده است و تصريح آيهء
« إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبارَكاً »
« 2 » به معناى نخست دلالت دارد .
مثال إجمال به سبب اشتراك در فعل ، آيهء
« وَ اللَّيْلِ إِذا عَسْعَسَ »
« 3 » است ؛ چون « عسعس » مشترك است بين روى آوردن شب و پشت كردن آن . [ چون در معناى هر دو معناى حركت كند و سبك و نفوذ نور و ظلمت به هستى وجود دارد ] . آيهاى هست كه آن را تأييد مىنمايد ، معناى آن در آيه به معناى « أدبر » ( پشت كرد ) مىباشد :
« وَ اللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ . وَ الصُّبْحِ إِذا أَسْفَرَ »
« 4 » .
« عسعس » ، به معناى « أدبر » مطابق معناى آيهء مدثّر است ؛ امّا غالبا در قرآن خداوند به شب و تاريكىاش كه روى مىآورد و سپيده و روشنىاش آنگاه كه طلوع مىكند ، قسم ياد مىكند .
مثل
« وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى . وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى »
« 5 » و آيهء
« وَ النَّهارِ إِذا جَلَّاها . وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها »
« 6 » و
« وَ الضُّحى . وَ اللَّيْلِ إِذا سَجى »
« 7 » و ديگر آيات و حمل بر غالب بهتر است و اين نظر ابن كثير است و ظاهرا بر خلاف نظر ابن جرير مىباشد . » « 8 »
هامش
( 1 ) - حج ( 22 ) ، آيهء 29 : و برگرد آن خانه كهن طواف به جاى آورند .
( 2 ) - آل عمران ( 3 ) ، آيهء 96 : در حقيقت اولين خانهاى كه براى عبادت مردم ، نهاده شده ، همان است كه در مكه است و مبارك .
( 3 ) - تكوير ( 81 ) آيهء 17 : سوگند به شب چون پشت گرداند .
( 4 ) - مدثّر ( 74 ) ، آيهء 33 ، 34 : و سوگند به شامگاه چون پشت كند و سوگند به بامداد چون آشكار شود .
( 5 ) - ليل ( 92 ) ، آيهء 1 و 2 : سوگند به شب چون پرده افكند ، سوگند به روز چون جلوهگرى آغازد .
( 6 ) - شمس ( 91 ) ، آيهء 3 و 4 : سوگند به روز چون زمين را روشن گرداند سوگند به شب چون پرده بر آن پوشد .
( 7 ) - ضحى ( 93 ) ، آيهء 1 و 2 : سوگند به روشنايى روز ، سوگند به شب چون آرام گيرد .
( 8 ) - محمد الامين بن محمّد المختار الجكنى الشّنقيطى ، أضواء البيان فى إيضاح القرآن بالقرآن ، ج 1 ، ص 5 و 7 به بعد ، عالم الكتب ، بيروت ، بىتا .