ديگر كه آن واژه آمده است نيز به هم مربوطند و فهم آن براى محقّق كامل مىگردد و وى نمىتواند واژه را بدون آن بفهمد ؛ چون با هم دلالت واحدى را تشكيل مىدهند و حدود آن تنها با ملاحظهء تعيينكنندهها ( ى معنايى ) روشن مىگردد و اين تعيين كنندهها ( ى معنايى ) همان جنبههاى ديگر دلالت مىباشند .
اين روابط بين دلالتهاى الفاظ و واژگان متداخل و مرتبط به هم در زبان بهطور كلّى و تشكيل دهندهء مفاهيم اين زبان به عنوان دنياى مستقل باوجود مطلق ، دلالتهاى خود را از همين اجزا مىگيرد و متأثر از چيزى است كه زبانى نيست ؛ امّا اين امر غير زبانى تنها به ادات زبانى ديگر معيّن مىگردد ؛ بدين ترتيب زبان نمىتواند از اجزاى مختلف خود كه در عين حال با هم ارتباط تنگاتنگى دارند ، جدا گردد ؛ چون بخشهاى آن به واسطهء هم تبيين مىگردند .
همچنين است زبان واحد شاعر و زبان يك ملّت ، كه اينها محيطهاى زبانى با روابط درونى قوى هستند و منظومهء فكرى خاصّى آن را به هم ارتباط مىدهد و فهم برخى از برخى ديگر ممكن است .
شنقيطى « 1 » تفسير كاملى دارد كه اصل تفسير قرآن به قرآن را روش خاصّ خود قرار داده است ؛ در مقدّمهاش چنين آمده است : « هدف از تأليف آن دو چيز است : تفسير قرآن به قرآن به خاطر إجماع علما بر اين امر كه شريفترين و برترين نوع تفسير ، تفسير كتاب خداوند به كتاب خداوند است ؛ چون هيچكس به معناى كلام خداوند داناتر از خود خداوند نيست . »
و از انواع تفسيرى كه اين كتاب مبارك ( يعنى تفسير آن ) دربردارد ، تفسير مطالب مجمل به سبب اشتراك است ؛ چه اشتراك در اسم باشد و چه فعل يا حرف ؛ نمونهء إجمال به سبب اشتراك در اسم ، آيهء
« ثَلاثَةَ قُرُوءٍ »
« 2 » مىباشد ؛ چون « قرء » مشترك ميان پاكى و حيض است . خداوند اشاره نمودهاند كه مراد از قرء ، پاكى است . آنجا كه آمده است :
« فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ »
« 3 » . لام ، لام زمانى است و زمان طلاق كه به آن دستور داده شد ، پاك شدن است نه
هامش
( 1 ) - به شرح حال وى دست نيافتم ؛ امّا نامش بر كتابى كه از وى چاپ شده است چنين آمده : محمّد الامين بن محمّد المختار الجكنى الشنقيطى .
( 2 ) - بقره ( 2 ) ، آيهء 228 : مدّت سه پاكى .
( 3 ) - طلاق ( 65 ) ، آيهء 1 : در زمانبندى عدّهء آنان طلاقشان گوييد .