قرينهاى بر آن به حساب آوردند كه براى تغيير دلالت كلّى بر اين شيوه كفايت مىكند . و اين دلالتى است كه اين واژگان با معانى عام و فراگيرشان در زبان عربى حامل آن نيستند . مثلا عزّت بر ذلّت و كرامت بر حقارت دلالت ندارد بلكه بافت آيه به آن سو سوق مىدهد .
خداوند مىفرمايد :
« وَ لَقَدْ نَجَّيْنا بَنِي إِسْرائِيلَ مِنَ الْعَذابِ الْمُهِينِ . مِنْ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ كانَ عالِياً مِنَ الْمُسْرِفِينَ . وَ لَقَدِ اخْتَرْناهُمْ عَلى عِلْمٍ عَلَى الْعالَمِينَ . وَ آتَيْناهُمْ مِنَ الْآياتِ ما فِيهِ بَلؤُا مُبِينٌ . إِنَّ هؤُلاءِ لَيَقُولُونَ . إِنْ هِيَ إِلَّا مَوْتَتُنَا الْأُولى وَ ما نَحْنُ بِمُنْشَرِينَ . فَأْتُوا بِآبائِنا إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ . أَ هُمْ خَيْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ أَهْلَكْناهُمْ إِنَّهُمْ كانُوا مُجْرِمِينَ . وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ . ما خَلَقْناهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ . إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ مِيقاتُهُمْ أَجْمَعِينَ . يَوْمَ لا يُغْنِي مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَيْئاً وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ . إِلَّا مَنْ رَحِمَ اللَّهُ إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ . إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ . طَعامُ الْأَثِيمِ . كَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي الْبُطُونِ . كَغَلْيِ الْحَمِيمِ . خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلى سَواءِ الْجَحِيمِ . ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذابِ الْحَمِيمِ . ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ . إِنَّ هذا ما كُنْتُمْ بِهِ تَمْتَرُونَ
« 1 » .
در آيات نخستين كه از اين آيه
« ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ »
دور نيستند ، فرعون بر بنى اسراييل چيره شد و به آنچه كه پيامبرشان آورده بود كفر ورزيد و آنها را به خاطر ايمان و پيروى از پيامبرشان عذاب خواركنندهاى نمود .
هامش
( 1 ) - دخان ( 44 ) ، آيهء 30 تا 50 : و براستى فرزندان بنى اسرائيل را از خفت رهانيديم از دست فرعون كه متكبّرى از افراط كاران بود و قطعا آنان را دانسته بر مردم جهان ترجيح داديم و از نشانههاى الهى آنچه را كه در آن آزمايشى آشكار بود بديشان داديم هر آينه اين كافران مىگويند : « جز مرك نخستين ديگر واقعهاى نيست و ما زندهشدنى نيستيم اگر راست مىگوييد پس پدران ما را باز آوريد . » آيا ايشان بهترند يا قوم « تبّع » و كسانى كه پيش از آنها بودند ؟ آنها را هلاك كرديم زيرا كه گنهكار بودند و آسمانها و زمين آنچه را كه ميان آن دو است به بازى نيافريدهايم آنها را ليكن بيشترشان نمىدانند . در حقيقت روز جداسازى موعد همهء آنهاست همان روزى كه هيچ دوستى از هيچ دوستى نمىتواند حمايت كند و آنان يارى نمىشوند مگر كسى را كه خدا رحمت كرده است زيرا كه اوست همان ارجمند مهربان آرى : درخت زقوم ، خوراك گناهپيشه است چون مس گداخته در شكمها مىگدازد همانند جوشش آب جوشان او را بگيريد و به ميان دوزخش بكشانيد آنگاه از عذاب آب جوشان بر سرش فروريزيد . بچش كه تو همان بزرگوار ارجمندى ، اين است همان چيزى كه دربارهء آن ترديد مىكرديد .