انواع متعدّدى چون « ضأن ، معز ، إبل و بقر » دلالت دارد و « جنات معروشات » غير از « جنّات النخيل » است و « جنّات » خود بر نوعى ( مكانى ) دلالت دارد كه به حسب آنچه كه در آن از قبيل خرما ، انگور ، زيتون و انار كاشته مىشود ، شاخه شاخه مىشود و ميوههاى آن هم متفاوت است .
اين ، يكى از گونههاى تنوّع معناست كه بافت بر آن دلالت دارد و همانگونه كه دلالت يك لفظ ، متضمّن انواع متفاوتى است ، به برخى از اين انواع در جاى ديگر اشاره شده است .
دو يا چند آيه به كمك هم مىآيند تا همهء آن گونهها را جنبههاى دلالت لفظ قرار دهند . مثلا « جنّات » در دو آيه ؛ در آيهء نخست بر خلاف آيهء دوم متضمّن زيتون و انار نمىباشد .
گاهى مراد از تنوّع معنا ، رويكرد آن به معانى متفاوت است كه در هر بخش از بافت بر آن استدلال مىشود و هرگاه بافتهاى مختلف در هنگام تفسير جمع شوند ، تمام وجوه و دلالتهاى متنوّع لفظ در قرآن فهميده مىشود و اين يكى از كارهاى علم وجوه و نظاير است .
سياق « از بزرگترين قرينههاى دال بر مراد متكلم است » و قرينه در علوم عربى تنها مجوّزى است كه اجازه مىدهد تا لفظ به غير معناى ظاهرىاش فهميده شود و يكى از مهمترين ابزار علماى بلاغت در فهم زبان است و بدون اين قرينهء زبانى مفسّر نمىتواند به فهم درستى از معانى قرآن يا متون زبانى بهطور كلّى دست يابد ؛ چون گاهى بافت در دلالت الفاظ تغيير كلّى ايجاد مىكند .
نگرش به معنا نزد علماى مسلمان به سمت « مراد متكلم » گرايش دارد ؛ يعنى توجّه را به قصد و نيّت فرستنده معطوف مىكند نه گيرنده و اين از تأثير رويكرد عام انديشهء اسلامى و طبيعت اهداف دوردست آن يعنى همان فهم مراد شارع و فهم احكامى است كه زندگى مسلمانان را نظم مىبخشد و يا فهم رهنمودهايى است كه قرآن كريم آنها را نازل كرده است :
« هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ »
« 1 » . اين هدايت با ضمير متكلّم به خداوند نسبت داده شده است .
« فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ »
« 2 » . پس طبيعى است كه توجّه
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) ، آيهء 185 . كتابى كه مردم را راهبر و متضمّن دلايل آشكار هدايت و ميزان تشخيص حق از باطل است .
( 2 ) - همان ، آيهء 38 ، آنان كه هدايتم را پيروى كنند برايشان بيمى نيست و غمگين نخواهند شد .