مبحث سوم بافت ( سياق )
« و اين از بزرگترين قرينههاست كه بر مراد متكلم دلالت دارد و هر كس كه آن را وانهد ، در نظر و ديدگاههايش دچار اشتباه مىشود » .
« ابن قيّم الجوزية »
كلمهء بافت در حوزهء بحث معناشناسى تصادفى نيست . امّا با اين همه انام ورث « 1 » به محض شنيدن كلمه بافت و به همراه آن اصطلاحاتى چون بافت موقعيّت « 2 » و بافت زبانى « 3 » و ديگر اصطلاحات نوين زبانشناسى به ذهن متبادر مىشود .
اهميت دادن به بافت ، بخشى پيوسته در پژوهش زبانشناختى و نقد ادبى گشت ؛ حتى « ورث » نظريهء زبانشناسىاش را بر بافت به مثابهء گرايش جديد بنا كرد كه ممكن است كامل و براى تحليل معناشناسى مفيد باشد .
امّا قبل از تلاشهاى « ورث » كه به نظر مىرسد بر پژوهشهاى مالينوسكى « 4 » ، انسانشناس متكى بوده كه به بررسى زبان « تروبرياند » پرداخت و از تأثير بافت در شكلگيرى
هامش
( 1 ) -Firthبنيانگذار مكتب نوين زبانشناسى ؛ ر . ك :Encyclopedia Linguisticsو كمال بشر ، علم المعنى ، ص 104 و احمد مختار عمر ، علم الدلالة ، ص 68 و پالمر ، معناشناسى ، ص 74 .
( 2 ) -Context of situation.
( 3 ) -Linguistics context.
( 4 ) -Malinowisky، ر . ك : فرانك پالمر ، معناشناسى ، ص 74 .