1 - مشترك به مثابهء اسم عام : هر واژهاى در عربى چند معنايى باشد . - با حفظ انديشهء دخول منقول در آن -
2 - منقول : به مثابهء اسم خاصى براى نوعى از چند معنايى ؛ علّت آن انتقال واژه از دلالتى ديگر است به يك علت معنوى مشترك كه بين دو معنا ، رابطه برقرار مىسازد .
3 - گونههاى متفاوتى از مشترك : هميشه به اين ويژگى تقسيم نمىشود ؛ امّا تعريف مشترك عام بر آن منطبق است . از جمله :
الف : اضداد : واژگانى كه بر دو معنا دلالت دارند كه يكى ضد ديگرى است . ( گاهى زبانشناس مىتواند به شناخت علل اشتراك دست يابد ؛ مثلا زمانى كه علل اجتماعى داشته باشد و گاهى نيز اين امر دشوار است ) .
ب : آنچه را كه ابن جنّى در الخصائص آورده است : شباهت دو كلمه در صورت و شكل باشد . مثل شكلى كه كريستال از آن سخن گفته است ؛ درحالىكه در اصل صرفى با هم متفاوتند . مثل :
* شهود : جمع شاهد .
* شهود : مصدر شهد يشهد شهودا .
* آنچه كه ابن جنّى تحت عنوان « اتفّاق المصاير على اختلاف المصادر » آورده است .
* كلماتى كه به نظر مىرسند يك كلمه مىباشد درحالىكه دو كلمهاند و به سبب آهنگ و لحن همراه كثرت استعمال به هم شبيه مىشوند حتى ريشهء حقيقى آنها پنهان مىماند . ابن جنّى اين مطلب را در باب « توجيه اللفظ الواحد الى معنيين اثنيين « 1 » » آورده است .
مثل :
زاحم بعود أودع ، زاحم بعوداو دع ؛ در قرآن آمده است : « و يكأنّ » و « وى كأنّ » . اين ناشى از تفاوت ميان زبان گفتار و زبان نوشتار است . تفكيك بين انواع مشترك كه زبانشناس جديد عرب مثل دكتر احمد مختار عمر به آن اشاره كرده . مثل :
- مشتركى كه رابطه بين معانى آن مشخص نيست .
هامش
( 1 ) - ابن جنّى ، الخصائص ، ج 3 ، ص 166 به بعد .