تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
دو معنا ) از نظر زمان مسبوق به سابقه باشد ؛ پس دومى را لقب ناميدند و اشتراك در آن « رمز زبانى » و بين آنها « دو معنا » به وجود آمد » « 1 » . امّا در رابطه با زبان‌شناس معاصر ، وى دليل قاطعى بر آنچه كه « اصل وضع » ناميده مىشود ، نمىيابد بلكه چه بسا « كاربرد » را به منزلهء سر منشأ نخستين هنگام تحليل معنايى به حساب آورد و همچنين در انديشهء وضع و اختلاف در پيرامون آن متوقّف خواهد شد . ديدگاه زبان‌شناسى معاصر در بيرون كشيدن منقول از مشترك با اندكى شگفتى روبه‌رو خواهد شد . چون نقل ، با توجه به قدمت ، يكى از عوامل تحوّل دلالت واژگان به شمار مىآيد و واژگان با دلالتهاى متعدّد خود در يك عصر به سر مىبرند « 2 » و بدين ترتيب تعريف عام مشترك بر آن منطبق مىشود كه همان « لفظ واحد براى معانى متعدّد » مىباشد . ديدگاه اصوليون و تعريفهاى آنها به وسيلهء مسلّمات و قوانين علمشان مشخّص مىگردد ، لذا آنچه در اين‌جا براى ما مهم است تعريف زبان‌شناسان از مشترك و انواعى كه در آن وارد كرده‌اند و اقسامى را كه از آن خارج نموده‌اند ، مىباشد تا در نهايت ديدگاهشان را نسبت به چند معنايى و تقسيم‌بندى بيان كنيم و ميان آنها و دستاوردهاى زبان‌شناسى نوين مقايسه نماييم و بالاخره بيان كنيم كه بحث ما در اين مجموعه در كجا قرار مىگيرد . سيوطى در المزهر به نقل از ابن فارس مىگويد « 3 » : « دو چيز مختلف به دو اسم مختلف ناميده مىشود و اين بيشتر كلام است . مثل : رجل و فرس . و چيزهاى زيادى به يك اسم ناميده مىشوند . مثل : عين الماء ، عين المال و عين السحاب . و يك چيز به نامهاى مختلف مثل : السيف ، المهنّد و الحسام » . اين تقسيم‌بندى يك تقسيم‌بندى كلى از واژگان زبان به اعتبار تعداد معانى دالّ بر آنها مىباشد . سيوطى مىگويد « 4 » : « قسم دومى كه ابن فارس ذكر كرده است ، همان مشتركى است كه ما به بحث آن مشغوليم . »
هامش
( 1 ) - احمد فايز الدايّة ، علم الدلالة العربى ، دار الفكر ، دمشق 1985 ، ص 79 . ( 2 ) - رمضان عبد التواب ، التطور اللغوى ، چاپ دوم ، الخانجى ، قاهره 1995 ، ص 189 و 200 . ( 3 ) - سيوطى ، المزهر ، ج 1 ، ص 369 . ( 4 ) - همان ، ص 369 .