سيوطى با نقل عبارتى از وى مىگويد : « وجوه ، لفظ مشتركى است كه در چند معنا به كار مىرود . مثل لفظ امّت و نظاير ، الفاظ عام و مشترك را گويند » .
« اينكه گفته شد نظاير در لفظ است و وجوه در معانى ، نظر ضعيفى است چون اگر مراد چنين باشد ، در الفاظ مشترك جمع مىگرديد و حال آنكه در اين كتابها در بسيارى از مواضع لفظى كه معنايش يكى است ذكر مىكنند كه وجوه را براى اقسامى و نظاير را نوع ديگر قرار مىدهند . مثل امثال » « 1 » .
اين دو تعريف را زركشى آورده است كه يكى را پذيرفته و ديگرى را ضعيف شمرده ؛ امّا
تعريف نخست كه دلالت دارد بر اينكه ما با دو نوع واژگان روبهرو هستيم يكى واژگان وجوه و ديگر واژگان نظاير . اوّلى را چنين تعريف نموده : واژگان مشتركى كه در چند معنا به كار مىرود و مثال آن را از واژهء قرآنى « امت » آورده است و اين اصطلاح « مشترك » همان اصطلاح زبانشناسان و منطقدانان است و زركشى بيان نكرده است كه آيا مرادش واژگان به كار رفته در قرآن به چند معناست يا واژگان به كار رفته در زبان بهطور كلى ؟ و يا اينكه هر دو بهطور يكسان ؟ به نظر ما يكسان نيست چون گاهى واژگانى يافت مىشوند كه در زبان مشتركند ولى در قرآن نيامده است و يا در قرآن تنها به يك معنا به كار رفته است و گاهى تنها در قرآن آمده و مشترك است ؛ يعنى تعدّد معناى آن نخستين بار كه زبان عربى با آن آشنا شد در كاربرد قرآنى بوده است و لذا نمىتوان تعميم داد و يا يكسان حساب نمود .
نوع دوم را به « مثل واژگان عام و مشترك » تعريف نموده است كه « كاف » دلالت دارد بر اينكه نظاير ، عين آن واژگان مشترك و عام نيستند امّا « كهى » يا مثل آن است .
چون واژگان مشترك در زبان عام هستند و نظاير همان واژگان عام و مشترك قرآنى است ؟ يا اختلاف ديگرى وجود دارد كه زركشى آن را تصريح ننموده است .
واژگان عام و مشترك كدامند ؟
اين اصطلاح برگرفته از علم منطق دلالت دارد بر « واژگان متّحد الدلالة بر نامهاى
هامش
( 1 ) - همان ص 102 ، الاتقان فى علوم القرآن ، ج 1 ، ص 141 .