وجه النهار : ابتدا و آغاز روز .
و كان ذلك على وجه الدهر : آغاز آن .
وجه النجم : آنچه كه براى ما ظاهر مىگردد .
وجه الكلام : راهى كه آن را قصد مىكنيم » « 1 » .
و تعبير « و ليس لكلامك هذا وجه : يعنى درست نيست » « 2 » .
كراع گفته است : « و الوجه و الجهة : موضعى كه قصد آن كردهايم » « 3 » .
از اين ريشهء لغوى و از استعمال على بن ابى طالب ( ع ) در آن ماجرا ، معلوم مىشود كه اسم « وجوه » بر موضوعى در تفسير اطلاق مىگردد كه به واژگان قرآنى به كار گرفته شده بر بيش از يك وجه ، « بر چند راه در قصد و هدف » يا « امور چند وجهى » توجه دلالت دارد .
مفسّران ملاحظه نموده بودند كه تعداد زيادى از واژگان قرآن كريم در چند مرتبه تكرار شده است كه مفهوم آن در هربار با ديگرى متفاوت و يا در برخى مواضع با آن مغاير است ؛ لذا بسيارى از مفسّران پيشين كتابهايى نوشتهاند كه به گردآورى اين واژگان و بيان « وجوه آن » يعنى راههايى كه در هر يك از مواضع مختلف آن قصد شده ، اختصاص دادهاند .
آنگاه متأخرين به تأليف بيشتر روى آوردند و از اين انديشه بحث زبانشناختى گستردهاى در واژگان با دلالتهاى متعدد به نام « مشترك لفظى » منشعب شد و شاخهاى از زبانشناسى عربى گشت .
اما آثار و نوشتهها در وجوه قرآن ، چنانكه نام آن شايع گشت ، در برخى از دورهها صبغهء زبانشناختى به خود گرفت ولى نه چندان عميق و در أواخر صبغهء تقليد و نقل صرف كسب كرد و از نوآورى تهى شد و در گردآورى واژگان و شيوهء تفسير ؛ به همين نحو باقى ماند تا اينكه فصلى از فصلهاى كتابهاى علوم قرآنى مثل الاتقان و البرهان گشت ؛ در حالى
هامش
( 1 ) - لسان العرب ، مادهء ( و ج ه ) .
( 2 ) - اساس البلاغه ، مادهء ( و ج ه ) .
( 3 ) - كراع النمل ، ابو الحسن على بن حسن هنائى ، المنجد فى اللغة . تحقيق احمد مختار عمر وضاحى عبد الباقى . چاپ دوم ، قاهره 1988 ، ص 31 .