سرگردانى در آن از جهت شباهت با چيز ديگر نباشد ؛ مگر به حروف مقطّعهء اوايل سورهها متشابه نمىگوييم ؟ با اينكه شكّ در آنها ناشى از مشابهت و اشتباه شدن با ديگرى نيست .
مشكل هم مثل متشابه است و بدان جهت مشكل گفته شد كه با شكل چيز ديگر يكى شده است و لذا با آن مشابهت يافته است . بنابراين به هرچه كه مبهم و ظريف باشد ، مشكل گفته مىشود ؛ هرچند كه ابهام آن از اين جهت نباشد » .
آنگاه كارش را در بيان معناى مشكل با اشتباه شدن با ديگرى « پنهان شدن معانى مختلف زير آن واژه » توجيه مىكند « 1 » .
اين مطلب اخير شايستهء تعريف معناى متعدد مىباشد ؛ اين عبارت ، تعريف اصل نظرى بحث مشكل و متشابه را ظاهر مىسازد ، هرچند كه همهء مسائل « معانى پنهان تحت يك واژه » مشكل و متشابه بررسى نشده و بر شيوهء اين تعريف گام نزده باشد ؛ در هر حال در بسيارى از موارد چنين است و در موارد ديگر ابزار بررسى در بسيارى از مسائل از جمله تفسير به لغت و مقايسه بين دلالتها و شكلها و كاربردها و بافتهاى مختلف مشكل است و گرچه ابزار به آن كمك نمايد باز از نقش آنها كاسته نمىشود .
ابن قتيبه در بحث معناى « اهدنا » مىگويد : « أصل ( هدى ) ، ارشاد كردن است . مثل آيهء
« عَسى رَبِّي أَنْ يَهْدِيَنِي سَواءَ السَّبِيلِ »
« 2 » و
« وَ اهْدِنا إِلى سَواءِ الصِّراطِ »
« 3 » كه به معناى « ارشاد كرد ما را » مىباشد .
آنگاه « ارشاد » هم معانى متعدد به خود مىگيرد مثل
« وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ »
« 4 » يعنى براى آنها بيان كرديم و آيه
« أَ وَ لَمْ يَهْدِ لَهُمْ كَمْ أَهْلَكْنا »
« 5 » يعنى براى آنها بيان نشده است . و در آيهء
« أَ وَ لَمْ يَهْدِ لِلَّذِينَ يَرِثُونَ الْأَرْضَ »
« 6 » يعنى براى آنها بيان مىكند ؛ پس در همهء اين موارد ،
هامش
( 1 ) - ابن قتيبه ، تأويل مشكل القرآن ، ج 1 ، ص 102 . تحقيق السيد محمد صقر ، دار التراث ، چاپ دوم ، قاهره 1973 .
( 2 ) - قصص ( 28 ) ، آيهء 22 . اميد است پروردگارم مرا به راه راست هدايت كند .
( 3 ) - ص ( 38 ) ، آيهء 22 . و ما را به راه راست هدايت فرما .
( 4 ) - فصّلت ( 41 ) ، آيهء 17 . و اما ثموديان : پس آنان را راهبرى كرديم .
( 5 ) - سجده ( 32 ) ، آيهء 26 . آيا براى آنان روشن نگرديده كه چه بسيار نسلها را نابود كرديم .
( 6 ) - أعراف ( 7 ) ، آيهء 100 . مگر براى كسانى كه زمين را به ارث مىبرند .