ارشاد به معناى بيان است .
ارشاد به واسطهء الهام مثل آيه
« أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى »
« 1 » ، يعنى آمدن به سوى مؤنث را به وى الهام نمود و گفته مىشود طلب چراگاه و پرهيز از پرتگاهها . و آيه
« وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى »
« 2 » . يعنى مذكّر را به آمدن سوى مؤنث به وسيلهء الهام هدايت كرد . و از جمله به وسيلهء امضا و تنفيذ كردن مثل آيهء
« وَ أَنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي كَيْدَ الْخائِنِينَ »
« 3 » . يعنى آن را تنفيذ نمىكند و به اجرا درنمىآورد و گفته مىشود آن را به صلاح درنمىآورد و برخى از اينها به هم نزديك مىباشند » « 4 » .
ابن قتيبه با اين قرائت از كاربرد واژه « هدى » در قرآن ، از مواضع پيروى نموده و ميان معناى آن و اصل زبانى آن ارتباط برقرار مىنمايد و آنگاه در كارش به نتيجهاى مىرسد كه خالى از ارزيابى مادهاى كه آن را بررسى كرده ، نيست و خودش گفته « برخى از اينها به هم نزديك است » .
همچنين در واژهء « ضالّين » به بررسى كاربرد قرآنى پرداخته و به بيان دقايق تفاوت معناشناختى ناشى از تباين بافتها به اضافه كاربردهاى ديگر در زبان عربى مىپردازد :
« و گفته مىشود : أضلّ القوم ميّتهم . يعنى دفن كردند . نابغه مىگويد :
و آب مضلّوه به عين جليّة * و غودر بالجولان حزم و نائل « 5 »
يعنى او را دفن كردند » « 6 » .
بدين ترتيب ، بدون خارج شدن از دايرهء بحث معنا ، مشكل و مبهم آن ، كار همهء نويسندگان در وجوه قرائتها چنين بوده است . جريان توجيه قرائتهاى مختلف قرآنى از يك آيه ، متكى بر اعادهء فهم معنا در مرتبهء نخستين است و نحويان درپى رفع إشكالها و ابهامهايى
هامش
( 1 ) - طه ( 20 ) آيهء 50 . هرچيزى را كه در خور اوست داده سپس آن را هدايت فرموده است .
( 2 ) - اعلى ( 87 ) ، آيهء 3 . و آنكه اندازهگيرى كرد و راه نمود .
( 3 ) - يوسف ( 12 ) ، آيهء 52 . و خدا نيرنگ خائنان را به جايى نمىرساند .
( 4 ) - ابن مطرف الكنانى ، القرطين ، چاپ اول ، ج 1 ، مكتبة الخانجى ، قاهره 1355 ، ص 4 .
( 5 ) - دفن كنندگان او با چشمى گريان بازگشتند و ( مجسمه ) دورانديشى و بخشش در جولان رها شد .
( 6 ) - همان ، ص 5 .