مثلا و ضربت فى الارض اذا أبعدت » « 1 » .
اين ، تعريف پديده است و قبل از اين به ذكر حالات ديگرى از رابطهء بين واژگان و معانى آنها پرداخته است . اين يك نظريهپردازى است كه شبيه آن را در كتابهاى وجوه و نظاير قرآنى نمىيابيم و شايد منشأ آن تباين اهداف از هر نوع باشد . چون توجه مفسّران به معانى قرآنى بوده است و حال آنكه انديشهء زبانشناختى و نظرى زبانشناسان آنها را جهت مىداده است . مبرّد به پديده در بافت زبان به « كلام عرب » توجه دارد و واژگان را در درون اين بافت تقسيمبندى مىكند و با گزينش يكى از گونهها بحث را به آن اختصاص مىدهد و مثالهاى آن را با استفاده از متون زبان عرب و متن قرآن انتخاب مىكند ؛ چنانكه وى به « اهميّت بافت و ضرورت برگرفتن دلايل توسط كسى كه اشتراك لفظى را به كار مىگيرد اشاره دارد كه شنونده را به معناى مشخص و مراد وى برساند » « 2 » .
گويى كتاب وى ، كتابى تطبيقى در زبان است نه كتابى در تفسير واژگان قرآن .
بدين ترتيب وى از نخستين كسانى است كه به ارتباط جنبهء زبانى موضوع و جنبهء قرآنى مىپردازد ، و با توجه به اينكه وى معاصر حكيم ترمذى ( ت 285 ه ) بوده است ، هر دو از پيشروان اين نگرش به موضوع مىباشند .
امّا كيفيّت تطبيق مبردّ چگونه است ؟
مىگويد : « از آياتى كه اتّحاد لفظى و اختلاف معنايى دارند آيه
« إِلَّا أَمانِيَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ »
« 3 » مىباشد . اين براى كسانى است كه شك مىكنند و سپس فرمود :
« الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ »
« 4 » اين از باب يقين است ، چون اگر از يقين ورزان نباشند ، حتما گمراه و اهل شك در توحيد هستند . از باب يقين در آيه
« إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلاقٍ حِسابِيَهْ »
« 5 » از زبان انسان مؤمن كه
هامش
( 1 ) - مرجع پيشين ، ص 37 .
( 2 ) - احمد مختار عمر ، علم الدلالة ، چاپ چهارم ، عالم الكتب ، قاهره 1993 ، ص 150 .
( 3 ) - بقره ( 2 ) ، آيهء 78 . جز خيالات خامى ، و فقط گمان مىبرند .
( 4 ) - بقره ( 2 ) ، آيهء 46 . همان كسانى كه مىدانند با پروردگار خود ديدار خواهند كرد .
( 5 ) - حاقه ( 69 ) ، آيهء 20 . من يقين داشتم كه به حساب خود مىرسم .