« و الصواب : الاقتراح . ( پيشنهاد ) .
« و الصواب : نقيض الخطأ . . . ( ضد خطا و اشتباه ) .
ابو عبيد در بررسى هر واژه به واژگان متفق الحروف و الحركات پاىبند بود به گونهاى كه واژه داراى معانى مختلف باشد . وى در هربار مشتقات ريشهء واحد و حالات مختلف آن را وارد نمىسازد ، و هرگاه معانى مشتق ديگر از همين ريشه متعدّد گردد ، آن را در موضع ديگرى و خاصّ آن ذكر مىكند . چنانكه در واژهء « رجل » چنين كرده است :
« الرجل : رجل الانسان ، و رجل كل شىء .
« و الرجل : القطيع من الجراد العظيم .
« و يقال : كان ذلك على رجل فلان أى فى زمانه » « 1 » .
آنگاه در جاى ديگرى چنين آورده است :
« الرجلة : البقلة الحمقاء لانّها لا تنبت الا فى مسيل .
« و الرجلة : القطعة من الارض كهيئة الوادى يدقّ احد رأسيها عن الأخر .
« و الرجلة : القطعة المتحركة من الجراد الطائر .
« و الرجلة : قرحة تكون بالرجل و يقال لها الساقة ايضا » « 2 » .
گويى ابو عبيد - در گزينش و تقسيمبندىاش - از تعريف ثابتى ، از آنچه كه در لفظ به هم شبيه و در معنا مختلف است ، حركت مىكند و هرگز از آن منحرف نمىشود « 3 » ؛ علىرغم اينكه وى در مقدّمه يا توصيف كارش در كتاب چيزى به ميان نياورده است .
ابو عبيد در استشهاد به وجوه كمتر به بافتهايى كه واژگان در آن آمده ، توجه داشته است ؛ امّا گاهى تعبيرهايى را ذكر مىكند كه واژگان در آن ، وارد تركيبهايى غير از تركيبهاى رايج شدهاند و آن را از معانى مختلف آن واژگان به حساب مىآورد و اين مطلب بر توجّه برترى آن در بافت واژه و نقش آن در تشكيل معناى آن دلالت دارد ؛ چنانكه در واژهء « رجل » كه بيان شد ، مىگويد : « كان ذلك على رجل فلان » .
هامش
( 1 ) - همان ، ص 90 .
( 2 ) - همان ، ص 70 .
( 3 ) - جز در دو واژهء « الخلة و المجمع » ، ص 10 و 11 از اين كتاب .