به دلالت قرآنى مىپردازند . برخى از اين علوم به دلالتهاى واژگان مىپردازند مثل نوشتههايى درباره غريب القرآن و واژگان معرّب و واژگانى كه به غير از زبان مجاز آمدهاند و برخى به دلالتهاى تركيبى و واژگان قرآنى مىپردازند كه إشكالات متنوّعى پيرامون آن به وجود آمده است ؛ مثل مشكل القرآن ، متشابه القرآن و علم توجيه قرائتها .
همهء اين گونهها با علم وجوه و نظاير ارتباط تنگاتنگى دارند كه همان مشكل بودن معناست كه اشكال رايج در همهء آنها مىباشد و واضعان آن براى رفع آن مشكل دست به تلاش زدند و چه بسا با هم برخورد مىكنند چه ، در شيوهء پژوهش و چه در شيوههاى فصلبندى كتاب و يا در ريشهء آن واژه كه مورد بحث و بررسى قرار مىگيرد .
مثلا كتابهاى غريب القرآن ، به بيان معانى مبهم واژگان غريب قرآنى مىپردازند كه « آشنايى با آن به اطّلاع و تبحّر در زبان عربى نياز دارد » « 1 » ؛ اين نوشتهها در آغاز تأليف به حسب ترتيب سورهها ترتيب يافته بود و سپس متأخران به حسب ترتيب هجايى مرتب كردهاند . اين كتابها به بيان معانى واژگان بويژه در بافت قرآنى توجّه دارند و از زبان عرب شواهدى بر درستى سخن به اين معنا برگرفتهاند و هرگاه معنا متعدد باشد و يا محتمل ، نويسنده تمام آن احتمالات را ذكر مىكند ؛ اين كار بيشتر به كار كسانى كه در وجوه و نظاير كار كردهاند ، نزديك است . از نمونهء واژگان غريب داراى وجوه ، واژه « اركض » است :
« اركض : اضرب ، يركضون يعدون و أصله تحريك الرجلين « 2 » . . . ( مىدوند و در اصل به معناى پاى جنبانيدن است ) .
و واژهء صياصى : « صياصيهم ؛ حصونهم و صياصى البقر : قرونها و صيصيتا الديك :
شوكتاه » « 3 » . ( حصار ديوارشان ؛ به معناى شاخ گاو و خار خروس ) .
از نمونههاى استقراى بافتهاى قرآنى و كاربردهاى مختلف عرب براى كشف معناى كلمه ، مىتوان به نمونههاى زيادى اشاره كرد كه ابن قتيبه در كتاب غريب القرآن و مشكل القرآن ،
هامش
( 1 ) - ابو حيان اندلسى ، تحفة الأريب بما فى القرآن من الغريب ، تحقيق احمد مطلوب و خديجه الحديثى ، وزارة الاوقاف العراقية ، بغداد ، 1977 ، ص 7 .
( 2 ) - همان ، ص 167 .
( 3 ) - همان ، ص 115 .