نويسنده از ترتيب هجايى - از هر نوعى - پيروى نكرده است . چنانكه در مقدّمهء كتاب به روش خود در ترتيب يا گزينش اشارهاى ننموده است . محقّق كتاب متوجّه « هماهنگى در ترتيب مجموعهاى از كلمات بين كتاب التصاريف و الاشباه و النظائر مقاتل بن سليمان » شده است « 1 » .
چنانكه متوجه شد اين كتاب به ترتيب سورهها و ترتيب ورود واژگان در هر سوره مىباشد ، بسيارى از نويسندگان علوم قرآنى و تفسير ، نه فقط وجوه و نظاير ، به اين شيوه عمل كردند .
شرح و تفسير ابن سلّام در اين كتاب از واژگان بسيار مختصر است و به ندرت به اسباب نزول يا ذكر قرائتها و امور ديگر پيرامون لفظ و آيه مىپردازد .
مثلا كلمه « هدى » « 1 » را به شكل زير تفسير مىكند : « هدى » بر چند گونه آمده است :
1 - به معناى بيان ؛ در آيهء
« أُولئِكَ عَلى هُدىً »
« 2 » و تصديق در آيهء
« وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ »
« 3 » .
يعنى براى آنها بيان كرديم . و در آيهء
« إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ »
« 4 » يعنى راه را براى او بيان كردهايم .
2 - « هدى » يعنى دين اسلام ؛ در آيهء
« إِنَّكَ لَعَلى هُدىً مُسْتَقِيمٍ »
« 5 » . يعنى دين مستقيم و حق يعنى اسلام . و يا در آيهء
« قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى »
« 6 » يعنى دين اللّه و اسلام كه همان دين و حق است . و در سورهء أنعام . . . » « 7 » . تا آخرين وجه و معنا براى اين كلمه .
ملاحظه مىشود كه ابن سلّام علاقهمند است بعد از هر آيه ، معنايى را كه در آغاز تبيين نموده در بافت آيه قرار دهد ؛ گويى به تناسب بين معنايى كه معتقد است و بين بافت كلام
هامش
( 1 ) - همان ، ص 61 .
( 2 ) - بقره ( 2 ) ، آيهء 5 . آنهايى كه از هدايت برخوردارند .
( 3 ) - فصلّت ( 41 ) ، آيهء 17 . و اما ثموديان : پس آنان را راهبرى كرديم .
( 4 ) - انسان ( 76 ) ، آيهء 3 . ما راه را به او نموديم .
( 5 ) - حج ( 22 ) ، آيهء 67 . زيرا تو بر راهى راست قرار دارى .
( 6 ) - بقره ( 2 ) ، آيهء 120 . در حقيقت تنها هدايت خداست كه هدايت واقعى است .
( 7 ) - مرجع پيشين ، ص 96 .