تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
بدين ترتيب مىتوان با تأكيد گفت كه ما هرگز جزا و پاداش خير يا آنچه را كه شايستهء پاداش باشد ، نخواهيم يافت كه به لفظ اسم اين عمل خيرى كه شايستهء پاداش است ، آمده باشد ، چون ثواب و پاداش در اسلام ، از جنس عمل نيست بلكه چند برابر است :
« وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ »
« 1 » . امّا لفظ جزاى شر از همان جنس است و البتّه - بنا به مفهوم اسلامى آن - هميشگى نيست ؛ اگر بخواهد مىبخشد و اگر بخواهد ، عذاب مىكند . اين تفسيرى است متناسب با لفظ ، با عدم مغايرت معنا به بيش از آنچه كه صفت عدالت يا رجوع حق به آن نسبت داده شود . اين يك نوع گسترش در حوزهء معنايى لفظ جزادهنده به وسيلهء آن است نه گسترش قاموسى ( كه بتوان آن را به معانى لفظ در قاموس افزود ) بلكه گسترش كاربردى است ؛ گويى استنباط قاعده‌اى در كاربرد زبانى برگرفته از يك قاعدهء اجتماعى - دينى براى ما ممكن است ؛ از نظر دينى يعنى جزاء از جنس عمل است و از نظر زبانى يعنى لفظ عمل تكرار مىگردد تا بر جزا و پاداش آن دلالت كند ؛ زمانى كه عمل شرّ يا تجاوز باشد . به اين نگرش مىتوان تعبير قرآنى
« أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ »
« 2 » . را افزود كه متضمّن ساخت زبانى ديگرى از معناى جزا به مثل است و در همين قاعده زبانى وارد مىشود : تكرار لفظ براى دلالت بر جزاء . اين تأثير مفهوم دينى بر ساختار زبانى از حيث تركيب و دلالت است و چه بسا اين اسلوب قبل از وجود قاعدهء دينى ( مجازات به مثل ) در محيط عربى يافت نمىشد « 3 » .

4 - حسنة و سيّئة

« وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِكَ . قُلْ
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) ، آيهء 261 : خداوند براى هركس كه بخواهد [ آن را ] چند برابر مىكند . ( 2 ) - مائده ( 5 ) ، آيهء 45 : جان در برابر جان ، چشم در برابر چشم و بينى در برابر بينى و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان . ( 3 ) - اين ديدگاه اخير به ظن و گمان است و نياز به بررسى دقيق‌ترى دارد .