يقبضون أيديهم * يؤتون الزكاة نسوا اللّه « 1 »
يطيعون اللّه
در مجموعهء صفات يا اعمال يك عمل واحد جريان دارد كه براى مؤمنان افزوده شده است كه مثل بقيهء اعمال ، ضدّ آن در تصوير منافقان ذكر نشده است كه همان
« يُقِيمُونَ الصَّلاةَ »
مىباشد ؛ حذف آن از تصوير يا تجاهل تام از ذكر آن ما را بىواسطه به دلالت عدم و حذف مىكشاند ؛ چون كفر بخشى از دلالت تصوير است و نماز ستون دين و اقامهء آن نشانهء عملى اسلام مىباشد كه حذف آن از دنياى منافقان ، نشانهء قوى براى ضد اسلام است .
با دلالت عدم نه نفى ، كه ادات لفظى براى آن به كار گرفته مىشود ، وجود انديشه به ميزانى كه عدم ذكر آن نفيا يا اثباتا پنهان مىنمايد ، پنهان نمىشود ؛ و اين بر عدم وجود آن در دنياى آنها دلالت دارد ، چنانكه الفاظ دالّ بر آن در توصيفشان هم حذف شده است .
اطاعت از خداوند در برابر « نسيان » خداوند نزد منافقان آمده است ؛ درحالىكه معناى جزاء و تركيب خاصّ آن را كه در آن بين دو ارزش عملى با تساوى دو لفظ دالّ بر آن دو ، از دست مىدهيم . يعنى
« نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ »
. به جاى آن و بلكه در برابر آن ، تركيبى را مىيابيم كه از حيث لفظ و ساختار با نظيرش ارتباط ندارد :
« وَ يُطِيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ »
« 2 » .
هامش
( 1 ) - هنگام بحث از « نسيان خداوند » و مجازات بر آن ، از ذكر إشكالاتى كه پيرامون دلالت نسيان درگرفته غافل نيستيم ؛ آيا عمدى است يا سهوى ؛ در نهايت حكم قطعى مىشود كه امكان ندارد سهو از آن فهميده شود ، چون با قاعدهء عفو از باب سهو تناقض دارد ؛ و لذا امكان مجازات وجود ندارد ، چون با عدالت خداوند سبحان در تناقض است .
آنچه كه منجر شد تا نسيان چند معنايى باشد - به معناى ترك سهوى و ترك عمدى - تعدّدى است كه حوزهء فاعليّت آن در كاربرد عام زبانى است و گاهى چند معنايى تنها در كاربرد قرآنى آن باقى مىماند ؛ اين قبض و بسط به انتخابهاى كوركورانهء جمعى بستگى دارد كه جامعهء زبانى هنگام به كار گرفتن آن در بيرون از حوزهء قرآن آن را مطرح مىكند و از آن بهره مىبرد و يا اينكه بر كاربرد رايج آن محدود مىماند ؛ اين مطلب در ميان نسلهاى بعدى متفاوت خواهد بود .
( 2 ) - توبه ( 9 ) ، آيهء 71 : از خدا و پيامبرش فرمان مىبرند . آنانند كه خدا به زودى مشمول رحمتشان قرار خواهد داد ، كه خدا توانا و حكيم است .