تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
رفته‌اند و به معناى جديد تنها در برخى از آنها بسنده شده است . دو واژهء حسنة و سيّئة از همين نوع هستند كه در قرآن به دو معنا ذكر شده‌اند ؛ آنچه كه در سطوح مختلف زبانى كاربردش رايج است ، خارج از متن قرآنى است و هر انسانى در زندگى روزمره‌اش ، حسنه و سيّئة را به معناى رايج آنها مىشناسد و آن نتيجهء عمل زشت يا نيكوى آدمى است و لذا به خاطر طمع در نيكيها به نيكى روى مىآورد و به خاطر ترس از گناهان از بدى كردن پشيمان مىگردد ؛ اين همان معنايى است كه كاربرد اسلامى دو لفظ به آن بخشيده است . امّا قبل از آن ، اين دو واژه دو صفت مؤنث بوده‌اند كه به كارهاى خوب و اشياى زيبا و نيكو و ضدّ آن اشاره مىشد . راغب مىگويد : « حسن ( زيبا ) عبارت است از هر امر شادىآور كه به آن رغبت مىشود و بر سه قسم است : « زيبا از جهت عقلى ، زيبا از جهت شهوت و زيبا از جهت حسّ . از حسنه هم به هر نعمتى كه آدمى در نفس ، بدن و احوالش مىرسد و شاد مىگردد ، تعبير مىشود و سيّئه هم ضد آن است . اينها از واژگان مشترك هستند ، مثل حيوان كه بر انواع مختلف مثل اسب ، انسان و . . . دلالت دارد « 1 » . در لسان العرب ، واژهء « حسن » را واژه‌اى با كاربرد گسترده مىيابيم كه از اوصاف آدمى است . مثل : « رجل حسن و امرأة حسنة » . و از اوصاف شىء مثل : « شىء حسن ، حسين ؛ چون از « حسن يحسن » است . چنان‌كه مىگويند : « عظم فهو عظيم » . يا « حسّنت الشىء تحسينا يعنى : زيّنته » . و به معناى عمل هم مىباشد يعنى : أحسنت بفلان و أسأت بفلان يعنى : أحسنت اليه و أسأت اليه » و يحسن الشىء » يعنى : يعمله » . عمل نيكو و بهشت هم به « حسن » توصيف مىشود ؛ چون به « الحسنى » ناميده شده است ؛ و در آيهء
« صَدَّقَ بِالْحُسْنى »
« 2 » مراد بهشت است و همچنين در آيهء
« لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى وَ زِيادَةٌ »
« 3 » ، « حسنى » همان بهشت
هامش
( 1 ) - راغب اصفهانى ، مفردات ألفاظ القرآن ، تحقيق صفوان داوودى ، دار القلم ، دمشق 1992 ، واژه ( حسن ) . ( 2 ) - ليل ( 92 ) ، آيهء 6 : و [ پاداش ] نيكوتر را تصديق كرد . ( 3 ) - يونس ( 10 ) ، آيهء 26 : براى كسانى كه كار نيكو كرده‌اند ، نيكويى [ بهشت ] و زياده [ بر آن ] است .
الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 247 | سيد حسين سيدى / سلوى محمد العوا