وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ »
« 1 » ، « نسيان » كه به آنها اسناد داده شد ، اسم يا صفت تعدادى از اعمال است كه در اعمال زير جمع شدهاند : امر به منكر و امور زشت ، نهى از معروف و كارهاى نيك ، ندادن صدقه و زكات ( كه از حوادث منسوب به آنها در آيات بعد مشخص مىشود ) ؛ و طاعت را نام تعدادى از اعمال به مؤمنان نسبت داده است كه تصويرى است در برابر تصوير منافقان ؛ يعنى : نهى از منكر ، امر به معروف ، اقامهء نماز و دادن زكات . سپس سوره ، به مقابلههايى بين موضعگيرى مؤمنان و منافقان و عمل مؤمنان و منافقان و جايگاه هر يك در دنيا و آخرت پرداخته است .
بر خلاف اين تبادل - بين صفات دو گروه - كه اين تصوير پيرامون آن جريان دارد ، روابطى بين تركيب دو تصوير وجود دارد كه ما را به مقابلهء يكى در برابر ديگرى فرامىخواند .
1 - آغاز تصوير نخست با
« الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ »
و آغاز تصوير دوّم با
« الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ »
مىباشد ؛ و بين دلالت دالّ بر تداخل و اختلاط و تناسب و بين دلالت « اوليا » كه جاى « من » را در تصوير دوم گرفته است ؛ چون در ولايت ارزشهايى چون يارى كردن و پيمانهاى خير و نيكو وجود دارد . همچنين با مخالفت كه هدف ابراز ويژگيهاى دو گروه است ، تناسب دارد .
2 - مجموعهاى از جملههاى كوتاه كه توصيفگر اعمال هر يك از آنهاست و هر يك از اين صفات با نظير خود در تصوير ديگر ، تضاد دارد . مثل :
يأمرون بالمنكر * يأمرون بالمعروف
ينهون عن المعروف * ينهون عن المنكر
هامش
( 1 ) - همان ، آيهء 71 و 72 : و مردان و زنان با ايمان دوستان يكديگرند ، كه به كارهاى پسنديده وامىدارند و از كارهاى ناپسند بازمىدارند و نماز را برپامىكنند و زكات مىدهند و از خدا و پيامبرش فرمان مىبرند . آنانند كه خدا به زودى مشمول رحمتشان قرار خواهد داد كه خدا توانا و حكيم است . خداوند به مردان و زنان با ايمان باغهايى وعده داده است كه از زير [ درختان ] آن نهرها جارى است . در آن جاودانه خواهند بود . و سراهايى پاكيزه در بهشتهايى جاودان ، و خشنودى خداوند بزرگتر است . اين است همان كاميابى بزرگ .