عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ »
« 1 » .
آيا در معناى فعل دوم واقعا تغيير رخ داده است ؟ آيا در هر يك از اين جملهها دو فعل از جهت شكل و صوت مشابه و از نظر معنا متفاوت مىبينيم ؟
« جزاء » موضوع مشترك بين اين آيات است . « جزاء » با توجه به طبيعتش از بالا به پايين است يا از صاحب حق به گناهكار به واسطهء حكم داورى ميان آنها .
در آيهء نخست ،
« وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ قالُوا
إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ .
اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ »
، استهزاى خداوند نسبت به آنها در برابر تلاش آنها در استهزاى به مؤمنان آمده است ؛ يا در برابر گمانشان كه آنها را استهزا مىكنند ؛ و خداوند هم حقيقت امر را براى آنان روشن ساخت ؛ آنها به خاطر اين به خود وانهاده مىشوند و اين خود استهزاى آنهاست ؛ چون آخرت از آن آنها نخواهد بود و آنها به كار خويش سرگرمند و مىپندارند كه پيروزند ولى مطلب چنين نيست .
فاعلى كه فعل اوّل به او نسبت داده شد ، منافقان هستند و استهزاء شايستهء اوست .
اما فعل دوم ، به خداوند نسبت داده شده است و انگيزههاى استهزاء « ترس از آزار و جلب منفعت ، بيهودگى و بازى و سرگرمى است و خداوند از اين امور منزّه است و لذا نسبت استهزاء با چنين انگيزههايى به خداوند نادرست است » « 2 » .
امّا از نظر نحوى اين فعل به خداوند نسبت داده شده است ؛ لذا جمع بين انديشهء الوهيت در اسلام و افعالى كه متناسب اوست و اين انديشه كه قرآن ممكن نيست وى را به امورى نادرست توصيف نمايد ، بحث از دلالت ديگرى استهزاء آغاز مىگردد كه غير از دلالت استهزائى است كه از بنده به انگيزههاى « ترس ، نفع ، بيهودگى و سرگرمى » صادر مىشود .
اين مشكل معنايى در آيهء دوم هم تكرار شده است كه معناى آن لفظ از معناى
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) ، آيهء 194 : اين ماه حرام در برابر آن ماه حرام است ، و [ هتك ] حرمتها قصاص دارد . پس هركس به شما تعدّى كرد ، همانگونه كه بر شما تعدّى كرده ، بر او تعدّى كنيد و از خدا پروابداريد كه خداوند با تقوا پيشگان است .
( 2 ) - البحر المحيط ، ج 1 ، ص 114 و 115 .