تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
آيهء
« إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ »
« 1 » ، تعيين معناى قول و ارادهء ايجاد چيزى توسط خداوند است كه وقتى مىگويد « كن » ؛ « قول » نخست را [ در آيه ] با « قول » دوم معرفى نموده است زيرا « قول » دوم را خبر « قول » نخست قرار داده و مفهوم دوم را به مضمون « كن » تعيين نموده كه دوم امرى است به ايجاد و به وجود آمدن . مطلب در اين‌جا دقيق است ؛ علىرغم تكرار لفظ ، امرى كه انتظار مىرود بيان بيشترى نمايد و علىرغم تعريف نخست به وسيلهء دومى ، كيفيّت قول را توضيح نداده است بلكه طبيعت آن را بيان كرده كه همان فرمان به هست شدن مىباشد . بر ابقاى لفظ قول تعمّد ورزيده است ، چون كيفيّت قول خداوند از امورى است كه شايسته است در خارج از علم انسان باقى بماند . مراد آيه آن است كه قدرت تأثير ارادهء الهى را بشناسيم كه همان پاسخ فورى به امر هست شدن ( فيكون ) مىباشد ، نه اين‌كه كيفيّت حدوث خطاب خداوند به اشياى مورد اراده‌اش را بشناسيم . در آيهء
« أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ »
« 2 » ، فعل به لفظ « أنطق » تعريف شده است و « نطق » همهء آنچه را كه تلفّظ و صوت در نظر دارد ، ايجاد مىنمايد . امّا نطق - يا به گفتار درآمدن پوستها - چگونه رخ مىدهد ؛ پاسخش اين است : « الّذى أنطق كلّ شىء » . يعنى به ارادهء خداوندى كه به چيزى بگويد « كن » ( ايجاد شو ) ، ايجاد مىشود . در اين‌جا نمىتوان قول را به نطق تبديل كرد ؛ چون معناى آيه يا حاصل معنايى آن ، اظهار از معجزهء نطق پوست و به گفتار درآمدن هر چيز به ارادهء خداوند است امّا در لفظ « قول » تخصيصى كه بر اين اعجاز دلالت نمايد ، وجود ندارد ؛ چون گاهى « قول » ، رمز يا چيزهايى است كه بر امور بدون نطق و صدا دلالت دارد . « قول » مورچه در حقيقت ، قول است آن‌جا كه در قرآن آمده است :
« حَتَّى إِذا أَتَوْا عَلى وادِ النَّمْلِ قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا
هامش
( 1 ) - نحل ( 16 ) ، آيهء 40 : ما وقتى چيزى راى اراده كنيم ، همين قدر به آن مىگوييم : « باش » ، بىدرنگ موجود مىشود . ( 2 ) - فصّلت ( 41 ) ، آيهء 21 : همان خدايى كه همه چيز راى به زبان آورده ، ما راى گويا گردانيده است .
الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 232 | سيد حسين سيدى / سلوى محمد العوا