تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
2 - ابن جوزى اين رأى را عين رأى خود مىداند . مىگويد : « عمرو بن ثابت ثمانينى به اين معنا در شرح اللّمع اشاره كرده و ذكر مىكند كه مطلب در اين‌جا غير از آن است » . تفكيك بين « كلام » و « قول » به اين‌كه يكى هميشه مفيد معناى ديگرى است و ديگرى ممكن است مفيد معنا باشد و يا نباشد ؛ اين تفكيك حقيقتا بر اين دلالت دارد كه قول معناى عام‌تر و فراگيرترى از كلام دارد امّا بدين معنا نيست كه كلام نوعى قول است ، مگر اين‌كه گفته شود : « كلام آن است كه مفيد معنا باشد و قول آن است كه مفيد معنا نباشد » . بدين ترتيب « كلام » همان نوع اوّل از « قول » است . امّا عبارتى كه در برابر ماست ، ميان دو دلالت دو لفظ ارتباطى برقرار نمىسازد كه يكى را ضرورتا نوعى از انواع ديگرى قلمداد كند ؛ برعكس عبارت نخست « 1 » . اكنون به نمونه‌هايى كه معناى آنها دچار اشكال شده است بازمىگرديم كه بافتهاى آنها ، آنها را وارد اختلاف متكلّمان و زبان‌شناسان نموده است : 1 - نخستين موردى كه ابن قتيبه ذكر نموده ، آيهء
« وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ »
« 2 » مىباشد . اين الهامى است از خداوند به فرشتگان . مثل آيهء
« وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ »
« 3 » . يعنى به آنها الهام نمود . و يا آيهء
« وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ
هامش
( 1 ) - در هر حال ، اهميت دو عبارت به چيزى برمىگردد كه به دقت انديشهء زبانى پيشينيان اشاره دارد ؛ يعنى آنها بحث و بررسى اركان اساسى در فهم نظريهء زبان و دلالت الفاظ و به‌طور كلى بحث معنا را به خود رها نكرده بودند . از طرف ديگر ما را به طبيعت روش آنها در تفسير كلمات به وسيلهء كلمات راهنمايى مىكند ؛ يعنى زبان بخشهاى خود را تفسير مىنمايد و امر بيرونى آن را تفسير نمىكند ؛ چه در عقل آن‌كه آن را به كار مىبرد و چه در دريافتهايش . اين خود روش آنها در تفسير آن بوده است كه قرآن خود را تفسير مىكند و براى راهيابى به روابط بين آيات مختلف و دور از هم ، موجب زدودن ابهام و تكميل نمودن نقص ديدگاه يكى از قاريان مىگردد و از آن نقصى در فهم دلالت كلّى اين كتاب ناشى مىشود . به اين شيوه در قرآن هم اشاره شده است :« أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ ». علىرغم اين‌كه اين آيه به فعل ايمان متمركز شده است ، اما ايمان بر فهم مبتنى است و تنها به واسطهء متنها اين فهم كامل مىگردد . ( 2 ) - بقره ( 2 ) ، آيهء 34 : و چون فرشتگان را فرموديم : براى آدم سجده كنيد . ( 3 ) - نحل ( 16 ) ، آيهء 68 : و پروردگار تو به زنبور عسل وحى [ - الهام غيزى ] كرد .
الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 227 | سيد حسين سيدى / سلوى محمد العوا