تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
1 - قرآن ؛ در آيهء
« فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ »
« 1 » . 2 - شهادتين ؛ در آيهء
« يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ »
« 2 » . 3 - وعده ؛ در آيهء
« وَ لكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي »
« 3 » . 4 - عذاب ؛ در آيهء
« وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ »
« 4 » . 5 - همان قول : در آيهء
« فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ »
« 5 » . ابن جوزى - چنان‌كه از اين متن برمىآيد - تنها وجوه مصدر ( قول ) را بررسى كرده است و به مشتقّات ديگرى از اين واژه نپرداخته است و اين همان اصل در بررسى وجوه اين لفظ است ؛ يعنى معانى در يك لفظ متعدد است . وى براى ما پنج معنا براى لفظ در پنج موضع قرآنى ارائه نموده كه پيداست بافت كلى همان چيزى است كه در چهار مورد به خروج دلالت از اصل معناى لفظ منجر شده است . مهم‌ترين چيزى كه در متن ابن جوزى مىبينيم ، اشارهء وى به تفاوت بين كلام و قول است ؛ تفاوتى كه همچنان در زبان‌شناسى مورد بحث مىباشد . ابن قتيبه هم به جنبهء تطبيقى اين تفكيك ، علىرغم اختلاف مبدأ نظرى ، نزديك شده است « 6 » . اين تفكيك در دو امر خلاصه مىشود : 1 - هر كلامى قول است و هر قولى كلام نيست . بنابراين ، خاص از عام مىباشد . يعنى مفاد اين عبارت اين است كه كلام نوعى قول است و نتيجهء اين سخن آن است كه راههاى ديگرى براى قول وجود دارد كه غير كلام باشد .
هامش
( 1 ) - زمر ( 39 ) ، آيهء 17 و 18 : پس بشارت ده به آن بندگان كه : به سخن گوش فرامىدهند و بهترين آن را پيروى مىكنند . ( 2 ) - ابراهيم ( 14 ) ، آيهء 27 : خدا كسانى را كه ايمان آورده‌اند ، در زندگى دنيا و در آخرت با سخن استوار ثابت مىگرداند . ( 3 ) - سجده ( 32 ) ، آيهء 13 : ليكن سخن من محقّق گرديد . ( 4 ) - نمل ( 27 ) ، آيهء 82 : و چون قول [ عذاب ] بر ايشان واجب گرديد . ( 5 ) - بقره ( 2 ) ، آيهء 59 : اما كسانى كه ستم كرده بودند ، [ آن سخن را ] به سخن ديگرى - غير از آنچه به ايشان گفته شد - تبديل كردند . ( 6 ) - مشكل القرآن ، ص 109 .