بافت مقابل با ايمان مىباشد .
ظاهرا انديشهء پوشاندن به همراه تاريكى و ابهام ، لفظ را آنقدر گسترش داد تا نقيض هر حقى كه ظاهر و آشكار است ، چه ايمان ، چه نعمت و غير اينها گردد . معانى مختلف با تغيير موارد تقابلى يكى پس از ديگرى به وجود مىآيد ؛ با توجه به دلالت لفظ ، هميشه عكس العمل مىباشد . يعنى حركت دوم نه حركت آغازين .
بعد از نعمت ، كفران آن مطرح است و بعد از آمدن حق ، كفر به آن و بعد از بيم دادن ، كفر به آن ، همان رد و انكار ايمان مىباشد . چنين عكس العملهايى را مىتوان نامهاى مختلفى تابع همين افعال ناميد ؛ هرگاه عكسالعمل هميشه در جهت مخالف گرايش فعل باشد ، دلالت كفر هميشه سلبى است آنگاه كه فعل مثبت باشد و نامگذارى عكسالعمل همان نقيض آن فعل مىباشد .
پس رد علم ، انكار و عدم شكر ، انكار و انكار معرفت يا بىتوجّهى به آن ، تبرّى جستن است . شايد مجال بيشترى براى بررسى واژهء كفر در استقراى كامل بافت آن ، لازم باشد .
2 - قول
فعل « قال » موجب مشكل معروفى در علم كلام گشت در آنجايى كه دربارهء فعل و صفت و ذات خداوند است .
ابن قتيبه در كتاب به بخشى از اين مشكل پرداخته و مىگويد « 1 » : « گروهى دربارهء قول و كلام خداوند معتقدند كه در حقيقت قول و كلامى وجود ندارد بلكه آن ايجاد معانى است . و لذا در بسيارى از موارد در قرآن آن را به مجاز برگرداندند . مثل چنين جملاتى : « قال الحائط فمال ، قل برأسك إلىّ » كه مراد ميل و تمايل است .
برخى در آيهء
« اسْجُدُوا لِآدَمَ »
« 2 » گفتهاند : « آن الهامى است از جانب خداوند به فرشتگان . مثل آيهء
« وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ »
« 3 » يعنى به زنبور الهام كرد .
هامش
( 1 ) - ابن قتيبه ، مشكل القرآن ، ص 106 به بعد .
( 2 ) - بقره ( 2 ) ، آيهء 34 : براى آدم سجده كنيد .
( 3 ) - نحل ( 16 ) ، آيهء 68 : و پروردگار تو به زنبور عسل وحى [ - الهام غريزى ] كرد .