پاداش و روشنايى است و آنهايى كه كافر شدند ، اهل جهنّم خواهند بود .
اما آيهاى كه اين لفظ در آن آمده است با لفظ « اعلموا » شروع گشته است . اين خطاب آمرانه و عام است و متوجه هر دو گروه براى حل و فصل آنچه كه با هم اختلاف دارند ، يعنى زندگى دنيا ، مىباشد .
آنگاه لفظ « يعجب » مىآيد و فعل تعجّب در زبان به « تعجب انسان از چيزى عظيم كه علّت آن بر او پنهان باشد » مشهور است و « عجب » هم يعنى « تكبّر » .
معناى لفظ در آن همان غرور و فريب به « پنهان بودن علّت آن » مىباشد و اينجا نقش فاعل مطرح مىشود كه علّت تخصيص براى ما روشن مىگردد و خود پاسخ مسأله مىباشد .
پس تفكيك و تفاوتى كه تصوير مطرح مىنمايد ، ميان دو گروه است كه از گروه « كافران » اعجاب رخ مىدهد .
ابرى كه بر هر دو گروه مىبارد و گروهى كه همان كافران مىباشند ، به واسطهء خير ناچيز و زيبا فريفته مىشوند و زمانى كه پايان مىيابد و به گياه خشكى تبديل مىشود ، دور كامل مىشود و هر گروه به پاداش خود خواهد رسيد : « و فى الأخرة عذاب شديد و مغفرة من اللّه و رضوان » .
آنگاه زندگى دنيا به متاع غرور توصيف مىشود ؛ اگر مؤمن صادق از افتادن در اين فتنه بپرهيزد ، كافر در وراى آن حركت مىكند و چيزى غير از آن را تأييد نمىكند ؛ شايد همين موجب ترجيح دادن احتمال معناى اصطلاحى باشد . يعنى كفر كه نقيض ايمان است .
شايسته نيست كه از رابطهء بين تركيب موضوعى دو آيه غفلت ورزيم و از دلالت تقسيمبندى هم غفلت نماييم ؛ بعد از اينكه دو گروه را در تصويرى كه به ارتباط بين زندگى بشر و زندگى گياه پرداخته ، و بازگشت به تقسيمبندىاى كه اصل سخن مىباشد و تفكيك دو گروه از هم به واسطهء عملشان ، وحدت مىبخشد ؛ اما كافران به واسطهء فريبشان مستحقّ عذابند و ديگران كه از جانب خداوند آمرزش و رضوان دريافت مىكنند .
حقيقت آن است كه اين قول بعد از قول ديگر - يعنى ابن قتيبه - نقض نمىشود و در آن چيزى كه با قول ديگر تعارض داشته باشد و به نقض آن يا نقض يكى منجر گردد ، وجود ندارد .
الوجوه والنظائر في القرآن الكريم ( بررسى زبانشناختى وجوه و نظاير در قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 219
مساهمون: سيد حسين سيدى
ص٢١٩